تبليغاتX
‌ابوذر نیوز - کـدام پيـران ؟!
 

مقالات

‌چرا دکل حفاری در نفت شهر آتش گرفت؟
‌از حدود یک هفته قبل به‌دلیل نفوذ گاز به لایه‌های بالای زمین و نشت آن بر روی سطح زمین که حتی باعث ترک خوردن "پدهای" سیمانی زیردکل حفاری شده بود، خطر آتش سوزی به‌نحو فزاینده‌ای افزایش یافت...

‌اسلام آباد غرب، پارادايم فرصت و تهديد
‌نامه اصولگرایان و جمعی از اعضای ستاد مردمی دکتر احمدی نژاد به ریاست جمهور ابعاد ویژه‌ای دارد که جا دارد مورد بررسی و امعان نظر مسئولین قرار گیرد...

‌عنوانی مختوم و فعالیتی مشهود
‌همزمان با برگزاری مجالس بزرگداشت شهادت ام ابیها، مجلسی تحت عنوان «گردهمایی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی» برگزار گردید که درباره هدف آن مباحث جدی سیاسی وجود دارد...

‌ما هم بی قرار و ناراحتيم
‌برادر عزیزم آیت الله زاده «هادی زرندی» نمی‌خواستم و نمی‌خواهم به شما جواب بدهم اما زوایای پنهان مسائل مرا بر آن داشت این مطالب را برای حقیقت طلبی بنویسم...

‌آقای رئيس جمهور بازرسين ويژه خود را به اسلام‌آباد غرب اعزام کنيد!
‌در این بیانیه که به امضاء تعدادی از اعضاء ستاد مردمی ریاست جمهوری در این شهر رسیده خطاب به رئیس جمهور آمده است: اوقات پرمشغله و فشارها و مشکلات و تبعات آن

‌سیاست‌های کلی نظام اداری و تاملات حکیمانه‌ی رهبری
‌رهبر معظم انقلاب سیاست‌های کلی نظام اداری را ابلاغ فرموده و کلیه‌ی مخاطبان را موظف کردند زمان بندی مشخصی برای عملیاتی شدن آن تهیه کنند...

‌معاون اول رئيس جمهور افشا می‌کند؟!
‌محمدرضا رحيمي معاون اول رئيس جمهوري روز گذشته در پاسخ به اين اظهارات گفت: شبهه افكنی‌ها به خاطر برخورد ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی با ويژه خواران است...

‌حضرت آيت‌اله علما روحيه وفاق و همگرايی را تقويت نموده‌اند
‌حجت الاسلام حسینی مقدم، مدیر کل اوقاف استان کرمانشاه، در سنگر امامت جمعه در استان‌های ایلام، کردستان و کرمانشاه فعالیت‌های چشمگیر و موثری داشته است. آنچه که در ادامه می‌آید ماحصل گفت‌وگو ابوذر با ایشان است...

‌در حاشیه هک شدن حاشیه نیوز
‌‌در آخرین روز هفته گذشته وبلاگ حاشیه نیوز از وبلاگ‌های خبری استان کرمانشاه هک شد و کلیه اطلاعات و اخبار موجود...

‌امام حسين (ع) و مبارزه با انديشه‌های سکولار
‌با مقدمه‌ای از اندیشه‌های جریان موسوم به سبز، که در آن به نقد و بررسی نقش اجتماعی انسان می‌پردازیم، به بحث در خصوص نظرات امام حسین (ع) در خصوص حکومت اسلامی خواهیم پرداخت.

آخرین اخبار

توضیحات:
‌وب سایت روزنامه ابوذر - چاپ کرمانشاه
اماکن دیدنی استان کرمانشاه
قرین بیستون همسنگ فرهاد     ز کرمانشاهیان یاد اینچنین باد
دریافت | نمایش...

 کـدام پيـران ؟!

 ارسال شده در  ‌پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت ‌10:28  توسط ‌ابوذر 

"همزمان با کنار گذاشتن نسل پیر انقلاب، به ویژه افراد با تجربه‌ای که سرد و گرم انقلاب را چشیده، با اهداف اصیل انقلاب آشنا بوده، عصبیت های اساسی موجود در انقلاب را به خوبی درک کرده و برای حفظ ارزشها و آرمانهای اصیل درک و تجربه درست و صحیحی دارند، از پیامدهای جوان گرایی هایی است که بسا به شکل افراطی در کشور بکار گرفته می شود.این امر به خصوص در یک کشور انقلابی که می‌کوشد و مدعی است که سنت های انقلاب را باید حفظ کند، اهمیت ویژه‌ای دارد، به طوری که شکستن و خرد کردن برخی از پیران انقلاب به بهانه‌های واهی، راه را برای ساختار شکنی در اساس نظام جمهوری اسلامی نیز فراهم می کند."

رسول جعفریان- سایت آینده عنوان مقاله : پیران انقلاب را خرد کنیم ؟

"... لازم است به عنوان نمونه 3 نفر از مشاهیر را که برای اولین بار در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت گردیده اند را ذکر نموده و این سوال را مطرح سازم که آیا پاداش سالها خدمات ارزنده آنان بدینگونه بوده است؟! آیا شیوه امام (ره) در حفظ نیروهای خدوم و مسوولین دلسوز بدینگونه بود؟! با کمال تاسف عرض نمایم که کار بجایی رسیده که سرنخ جریانات اصولا ً از دست عزیزان شورای نگهبان خارج شده و این کارشناسان هستند که تعیین تکلیف می نماید.

الف: آقای دکتر عباسی فرد با سوابق 8 سال نمایندگی مجلس، قریب 12 سال حقوقدان شورای نگهبان، 10 سال خدمت در قوه قضائیه بعنوان معاون و رئیس دیوان عدالت اداری در زمان آیت ا.. یزدی، یک دوره حضور در مجلس خبرگان رهبری، به چه جرم و گناهی رد صلاحیت می شود؟!

ب: آقای دکتر سید رضا نوروززاده که 5 دوره متوالی و به مدت 20 سال نمایندگی مجلس را در کارنامه خویش دارد و نمونه انسان خدمتگزار و با صلاحیت، تحصیل کرده، متخصص و با سوابق درخشان می باشد، به چه گناهی برای مجلس هشتم رد صلاحیت می شود؟!

ج: آقای مهندس مرتضی الویری که سابقه مبارزه در زمان طاغوت، نمایندگی مجلس، شهردار تهران، معاون برنامه و بودجه و سفیر ایران در اسپانیا را دارد، به چه دلیل عقلی و شرعی رد صلاحیت می شود؟!

پاسخ مهدی کروبی به نامه احمد توکلی سایت الف

طی سال های اخیر و به خصوص در چند ماه گذشته، در خصوص بزرگان نظام و انقلاب و لزوم احترام به شخصیت های برجسته ، بسیار سخن رفته است. متاسفانه در خصوص این مطلب نقد منطقی و اعتقادی بسیار کم نگاشته شد و تنها به بخشی از این امر مهم پرداخته شده است. بخشی که در نظرگاه سنتی ایرانیان واجد ارزشی انسانی، اخلاقی و دینی فراوان است، یعنی الزام تکریم بزرگان. در این خصوص، عده ای این الزام را وسعت بخشیده و در جاهای مختلف از این نکته استفاده کرده اند. دو مطلب بالا اشاره به همین نکته دارد. هرچند بسیار بیش از این، در این مدت  بر سر احترام به بزرگان نظام اسلامی سخن رانده شده است، اما برای کوتاهی مطلب از آنهامی گذریم. ابتدا باید این نکته را مورد تامل قرار داد که هر فردی دارای دو شخصیت حقیقی و حقوقی است. شخصیت حقیقی هر فرد همان برآیند مشخصات شخصی و جایگاهی است که فرد فارغ از جایگاه اجتماعی خود داراست. ولی شخصیت حقوقی، حاکی از مقام و موقعیت فرد در اجتماع است. در خصوص نقد افراد، شخصیت ها و جایگاههایشان باید بین این دو شخصیت تفاوت قائل شد. در مقام شخصیت حقیقی، برای فرد جایگاههایی در دیدگاه دینی ما وجود دارد و در مورد شخصیت حقوقی نیز شاهد دیدگاهی. بهتر بگویم : شخصیت افراد وابسته به دیدگاه دینی آنهاست. در خصوص اعزاز بزرگان، به طور واضح والدین و ارحام، شاهد دستوراتی از دین مبین اسلام هستیم. در همین خصوص کتاب های اخلاقی و دینی ما سخن بسیار رفته است، به گونه ای که در کمتر دستور اخلاقی اینگونه استحکام حکم را می بینیم.

دستورات الهی قرآن و احادیث بسیار فراوان و سنگین است، اما همین نکته ی بسیار مهم، آنگاه که به دایره ی مقابله با احکام الهی می رسد، از جایگاه اصلی خود خارج شده و نقشی نوین یافته و شاهد تغییر حکم هستیم. در داستان قرآنی ابراهیم و عمویش، آزر، شاهد تقابل جایگاه آزر با دستورات الهی هستیم، که ابراهیم خلیل به مقابله با عموی خود می پردازد.

امیرالمومنین علی "ع" در خطبه ی 56 نهج البلاغه اینگونه می فرمایند : " ما در میدان کارزار  با رسول خدا بودیم، پدران، پسران، برادران و عموهای خویش را می کشتیم و در خون می آلودیم، این خویشاوند کشی ما را ناخشنود نمی ساخت بلکه بر ایمانمان می افزود که در راه راست پابرجا بودیم و ... " وقتی تلاش برای تثبیت هویت دینی در جامعه در حال انجام باشد، آنگاه با آنان که به تقابل با این امر می پردازند و قصد آسیب رسانی را دارند، باید مقابله شود و حدود این تقابل و گستره ی آن را در کلام بالا می توان مشاهده نمود. بنابراین علاوه بر جایگاه حقوقی، جایگاه حقیقی هم از اموری نیست که حکمی مطلق در تمام شرایط را بر خود ببیند، بلکه مطابق شرایط واجد احکام متفاوتی می شوند.

در امور اجتماعی، وقتی فردی شخصیتی حقوقی یافت، باید در مقابل آنچه در حوزه ی کاریش اتفاق می افتد، پاسخگو باشد. در اینجا، سوابق فرد و حتی شخصیت ابتدایی و اعتقادی آغازین فرد از موضوعیت خارج می شوند و نکته ی محوری، کارآمدی خواهد بود. نکته ای که باید در اینجا به سرعت گفت و گذشت این است که " کارآمدی "، تنها به مفهوم پیشبرد وظایف محوله نیست. افرادی هستند که با هر ابزاری خواهند توانست به اهداف دست بیابند. اما در منظر اعتقادی " هر ابزاری "، برای پیشبرد امور و رسیدن به هدف مد نظر نیست. در این زمینه،همان گونه که اشاره شد، وقتی شخصیت حقوقی فرد را بخواهیم مورد بررسی قرار دهیم، دیگر بحث سابقه، مجاهدت ها و تلاش های پیشین و مسائلی از این قبیل مطرح نخواهد شد. تنها در این بخش باید به مجموعه ی عملکرد فرد نگریست و هیچ کس نباید از حریم اعمال نظارت خارج شود.

در نامه ی 53 نهج البلاغه که امام علی "ع" به مالک اشتر نخعی نگاشته است می توان به این نکته دست یافت : " پس بر کارهای عاملان مراقبت دار، و جاسوسی راستگو و وفاپیشه بر آنان بگمار ... " در حکومت اسلامی، هیچ مسئولی واجد حریم های نسبی نیست، حتی برای مسئولانی که عمری در صف اول اسلام بوده اند، طبق  فرموده ی امام، باید چشمان ناظری باشد تا از راه منحرف نشوند. حریم هایی که امروزه برای آنها شاهد تئوری پردازی هستیم، در منطق اسلام واجد هیچ محلی از اعراب نیستند.

موضع گیری های آقای کروبی در این زمینه بسیار سطحی است و به هیچ عنوان ارزشی برای پاسخگویی دیده نمی شود، زیرا ایشان در تمام مدت چند ماهه ی اخیر، به جای پاسخگویی به شبهات موجود در پرونده ی فعالیت سیاسی و مالیشان، تنها به ذکر سابقه ی انقلابی و حکم های امام راحل راجع به خود پرداخته و سعی داشته تا با بهره برداری منفعت گرایانه از سوابق خود، از پاسخگویی شفاف به ابهامات خودداری کند. اما با وجود کمال احترامی که برای نویسنده ی گرانقدر، آقای جعفریان قائلم، از اینکه ایشان نیز در این زمینه به تئوری پردازی پرداخته اند بسیار متاسف و متاثرم. در هیچ جای منشور اعتقادی و چارچوب های حکومتی اسلام، شاهد این نیستیم که برای مسئولان حکومتی حق ویژه در امکان تخلف فکری و یا عملکردی وجود داشته باشد. آیات فراوان قرآنی تنها ایمان و عمل صالح را مدار ارزش گذاری افراد می خواند و نظریات جاهلی که پیشوند و پسوندهایی غیر از این دو را ملاک ارزش گذاری افراد می خواند  از ریشه باطل می خواند. به تعدادی از این شواهد مبرهن قرآنی لازم است که اشاره شود : " گروهی [دیگر] از عربهای بادیه‏نشین، به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند؛ و آنچه را انفاق می‏کنند، مایه تقرب به خدا، و دعاى پیامبر مى‏دانند؛ آگاه باشید اینها مایه تقرب آنهاست! خداوند بزودی آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت؛ به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است" توبه 99 "کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنها یاران یکدیگرند؛" انفال 72 "آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آن ها هدایت‏یافتگانند" انفال 82 و آیات متعدد دیگری که نشانگر میزان های ارزش گذاری بر مردم است. از سوی دیگر اسلام به شدت با نسبت هایی که فاقد وجهه ی دینی هستند برخورد می کند و در این زمینه برای هیچ کس، حقی غیر از حقوق الهی قائل نیست. در خصوص زنان پیامبر که در صورت بزرگ دانستن نسبت های غیر اعتقادی، باید بسیار مورد تفقد پروردگار قرار بگیرند، اینگونه موضع گیری قرآن را می بینیم : "خداوند برای کسانی که کافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو [پیامبر] سودی به حالشان [در برابر عذاب الهی] نداشت، و به آنها گفته شد: (وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می‏شوند. و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: (پروردگارا! خانه‏ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش. " آیات 10 و 11 سوره ی تحریم، که در آیه 11 می بینیم ارزش گذاری بر مبنای اعتقادات صحیحه است و اساسا ارزش گذاری های نسبی اینگونه، توسط قرآن نفی می شود. جایگاه های ساخته ی ذهن مادی، در دیدگاه الهی فاقد هرگونه ارزش هستند و تعلیم بزرگی برای همه ی ماست که این جایگاه ها را در شاکله ی تفکر خود تا چه اندازه جای بدهیم و چه جایی بدهیم. به نمونه ی دیگری دقت کنید : " ای کسانی که ایمان آورده‏اید! بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها برحذر باشید؛ و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید، [خدا شما را می‏بخشد]؛ چرا که خداوند بخشنده و مهربان است" آیه ی 14 تغابن، در این آیه ی مبارکه نیز نسبت ها و جایگاههای مادی نقد می شود  و حتی عامل انحراف نامیده می شود.

نکات مورد اشاره از بدیهیاتی است که برای افراد معمولی نیز قابل لمس و واضح است. در جایگاههای اجتماعی، تقرب افراد براساس درستی عملکرد آنهاست. امام راحل در همین زمینه فرمودند که : " ملاک حال افراد است ." اگر قرار بر این باشد که بزرگان و به تعبیر رهبر انقلاب، نخبگان، حریم ویژه ای را برای خود قائل باشند که بدون توجه به حقایق و مصالح، در قلمرو فکری و عملیاتی خود، بتوانند به انواع تخلف ها بپردازند، آنگاه است که دچار نقض غرض در نیل به اهداف متعالی اسلام و انقلاب خواهیم شد. به نظر می رسد حتی برعکس نظریه ای که  می خواهد برای نخبگان شرایط ویژه ای از حرمت ایجاد نماید، در نظر گرفتن  پهنه ی انتقادی وسیع تر برای آنان لازم باشد.

هر چند باید دقت نمود انتقاد با تخریب تفاوت ماهوی دارد که مجال طرح آن در این بحث نمی گنجد. در بخشی از مطلب آقای جعفریان به سرد و گرم چشیدن پیران انقلاب، اطلاع از اهداف انقلاب و ... اشاره شده است که به نظر می رسد این نظر، نظری ناپخته باشد. درست است که "پیران" انقلاب، سرد و گرم را چشیده اند، با امام بوده اند و ... اما هیچ یک از این امور، شرط تامه برای درستی عملکرد افراد در زمان حاضر نیست.

باید به نکته ای در خصوص " پیران" اشاره نمود. در مباحث اجتماعی، وقتی نام " پیران " برده می شود، تمثل تجربه، وقار، گذشت، فهم بهتر و کاملتر، شناختن نقطه های انحراف و نمایاندن آن به دیگران است. اگر " پیر"ی ، فاقد اینگونه پارامترها باشد، آنگاه یدک کش اسمی بدون مسماست و دیگران برای چنین فردی ارزش چندانی قائل نخواهند شد. اینکه تنها به سن زیاد، به عنوان عامل احترام به بزرگان نگریسته شود بیراهه روی نابخردانه است که باید به آن خندید . " پیران" ما، اگر برای ما دارای ارزش والایی هستند به دلیل ویژگی های مورد اشاره  است.
خوب است به احادیثی که در مذمت برخی " پیران" وجود دارد، مراجعه شود تا ببینیم مقصود از اکرام " پیران" به چه دلایلی است. کافی است آقای جعفریان، به سخنان یکی از " پیران" انقلاب، که در بالا آمده است توجه کنند و میزان دقت عقلی این " پیر " را بنگرند. این " پیر"، برای مبرا کردن تعدادی از آقایان، به ذکر سوابق آنان
 می پردازد.

 نگارنده به هیچ عنوان افراد مورد ذکر را واجد جرم نمی داند، چون در مقام قضاوت نیست، اما با وجود امکان اشتباه در هر یک از نهادهای نظام، نباید کلیت نهادها را تخطئه کرد و با ذکر سوابق، سعی در دفاع داشت.و ذکر سوابق، فاقد جایگاه برای مبرا نمودن تخلفات افراد است. وقتی اینگونه سطحی با مسائلی چنین، برخورد می شود آیا می توان برخی " پیران " را در اتخاذ مواضع نامناسب بدون تقصیر دانست و باز هم با ذکر سوابق انقلابیشان، چشم بر همه ی ناهنجاری های سیاسیشان بست؟ همان مواضعی که از چند ماه پیش هزینه های فراوانی را بر کلیت نظام وارد نمود. " پیران"ی که با زیر سوال بردن تمام ارکان قانونی کشور، موجی از بی اعتمادی را در جامعه تزریق نمودند، که برای خنثی سازی آن احتیاج به سالها فعالیت فکری است. آنها که تمامی نهادهای قانونی کشور را دروغگو، خائن به مردم، ریاکار، فرصت طلب و ... خواندند. آنها که هنوز هم برای دولتی که توسط ولی فقیه تنفیذ شده است، لفظ " دولت کودتا" را می نهند.
آیا این " پیران "، قابل اعتماد و اعتنا هستند؟ آقای جعفریان که خود ید طولایی در تاریخ دارند می دانند که بسیاری از افرادی که همگام پیامبر"ص" بودند، امثال مهاجرین و انصار، بعد از پیامبر"ص" به دلیل زیاده خواهی ها در مقابل امام معصوم ایستادند و اتفاقا بر همان مبانی که امروز مورد توجه و تاکید افرادی مثل کروبی است، نیز استدلال می کردند. سابقه ی انقلابی، هم رکابی با رسول الله"ص"، زجر و درد دیدن در راه اعتقادات و ... همان استدلال های سطحی است که امروز از زبان انقلابیون سابق برای مقابله با حجم
 عمده ی تخلفاتی که بر علیه حکومت و مردم انجام داده اند، بیان می شود. اینکه " تابعین" پیامبر ندیده، در پیشگاه معصوم می ایستند و در مقابل " مهاجرین و انصار " پیامبر دیده، به مواجهه می پردازند، نشانگر این مطلب است که فهم درک یک انقلاب و آگاهی از اهداف و پایبندی به آنها، تنها وابسته به بعد و قرب زمانی و مکانی نمی باشد، بلکه ساحت تفکر، از اینگونه تقسیم بندی های کودکانه منزه است. چه بسیار آنها
 که بر پیمان خود با پیامبر"ص" و در دوران کنونی با
امام راحل " ره" نماندند و به صراحت در آن برهه ی زمانی- یعنی پس از پیامبر"ص"، به مقابله با تفکر پیامبر"ص" و در دوران فعلی به مبارزه ی سخت و نرم با اندیشه ی ناب امام "ره" پرداختند. در آن زمان به مقابله با اصل امامت پرداختند و در عصر حاضر به مواجهه با اصل ولایت فقیه مشغولند. قطعا آقای جعفریان بسیار بیش از بضاعت مزجاه حقیر بر این نکات واقفند و اطلاع ایشان از داستان های تاریخی فراتر از اطلاعات ناقص چون منی است.
در بخش دیگری از مطلب آقای جعفریان، " بهانه های واهی " برای شکستن پیران انقلاب، مطرح شده است و اعلام شده که این بهانه ها در آینده، موجب تغییر ساختار در کل نظام خواهد شد. ارائه ی این تحلیل، از سوی این نویسنده ی نخبه، جای بسی شگفتی دارد. به نظر می رسد، در نظام، "بهانه ی واهی" برای خرد کردن پیران انقلاب وجود ندارد. هر چند گاهی می توان به عصبیت های برخی اشاره کرد، اما به یقین آنقدر مطالب و مشکلات در کارنامه ی برخی پیران وجود دارد که نیازی به بهانه، چه واهی و چه غیر واهی، وجود ندارد. اصولا بهانه در جایی است که دلیل عقلی وجود نداشته باشد و برای توجیه عمل غیر عقلی، دلایل غیر عقلی اقامه شود. اما در جایی که دلایل بیش از حد احصاء است، دیگر نیازی به بهانه وجود ندارد. امیدوارم آقای جعفریان، با دقت بیشتری به حوادث انتخابات وقبل از آن، هشدارهای رهبری معظم انقلاب، رفتارهای نامناسب برخی پیران انقلاب و ... بپردازند تا متوجه شوند که برخی پیران انقلاب، چقدر با انحراف از شعارهای اصیل انقلاب که برگرفته از مکتب اسلام عزیز بوده است، فاصله گرفتند. بی تردید پیران انقلاب و هیچ کس دیگری بر گردن انقلاب و اسلام حقی ندارند. در دیدگاه توحیدی که امام راحل تبیین فرمودند، حتی آنها که بسیار خوب در مقابل فتنه ها می ایستند هم، تنها به تکلیف خود عمل می کنند و همانگونه که بیان شد فاقد هرگونه حقی بر نظام و اسلام هستند.
 فلذا قائل شدن حق ویژه برای آنان، عدول از مواضع امام راحل و نیز اصول اسلامی است. اما برخی " پیران "، انقلاب را میراث خود و همفکرانشان می پندارند و با استناد به برخی زحمات سابق، سعی دارند حریم امنشان هیچگاه مورد تعرض واقع نشود. بدان امید که نخبگان جامعه با بینش روشنتری به تبیین نکات بپردازند و با تئوری پردازی های نادرست، موجب بروز بدعت در اصول بدیهی دین و نظام نشوند، هر چند آقای جعفریان در این مقاله، ابتدا شرایط " پیران " انقلاب را برای تحلیل بعدیش نگاشته است، اما زمان انتشار، تیتر انتخابی و برخی تحلیل های پیش و پس از آن، نشان می دهد که مقصود از " پیران " همان کسانی هستند که امروزه با نقاب و بی نقاب در مقابل ولایت، موضع گرفته و با تمام توان در جهت تضعیف مستقیم و یا غیر مستقیم آن می کوشند.
نکته ی پایانی آنکه برخلاف نظر آقای جعفریان، پیران انقلاب هنوز هم در عرصه های مدیریتی با درایت رهبری انقلاب، در حال فعالیت هستند و اینگونه نیست که آنها از چرخه ی مدیریتی کنار گذاشته شده
 باشند.
جایگاههایی همچون مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان، بسیاری از مدیران ارشد دستگاه قضایی، نمایندگان مجلس و حتی باوجود تغییرات وسیع مدیریتی، برخی مدیران دستگاههای اجرایی، هنوز از " پیران " ی هستند که گویا از نظر آقای جعفریان مغفول مانده اند. " پیران " ی که در ایام پیشین، سعی بر سلامت فکری و عملکردی داشته اند و در بند، بند بازی های سیاسی در نیامده اند. آری اگر بخواهیم " پیران " را محدود به چند نفر کنیم، آنگاه است که چاره ای جز پذیرفتن نظر آقای جعفریان باقی نمی ماند، ولی قطعا " پیران " سالم مانده ی انقلاب تا آخرین لحظه ی عمر در کنار انقلاب خواهند ماند.
" والعاقبه للمتقین "

‌مقالات |