تبليغاتX
روزنامه ابوذر

روزنامه ابوذر
 
پایگاه اینترنتی روزنامه ابوذر
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم اسفند 1388 توسط ابوذر
 تاریخ، سرشار از پندها، پندارها و اندرزها است که اگر کسی به تاریخ با امعان نظر توجه نماید، جواب بسیاری از پرسش هایش را خواهد یافت. یک علت جامعه شناسانه ی اینکه می توان از تاریخ عبرت گرفت، آن است که در این که مصحف تجربی، همواره دو گروه حق و باطل وجود داشته اند.
این دو گروه، حتی اگر شیوه های به شدت متفاوت از یکدیگری را اعمال کنند، اما جوهره ی حرکتشان نمی تواند از یکدیگر متمایز باشد، زیرا بر لوح فطرت بشری خوب و بد، در اکثر موارد مرزبندی شفاف و روشنی دارد. آن موارد کوچک هم در جایی است که ابر فتنه به حرکت درآید و فضای سیاسی جامعه، به غبار، آلوده شود. فلذا نمی توان در جایی از تاریخ هزاران ساله ی بشر جایی را یافت که جای حق و باطل با یکدیگر تعویض شود.
همه ی افراد، گالیله را انسانی می دانند که در راه حق آن همه بلا چشید و هیئت بطلمیوسی را ناقض حق و ادامه دهنده ی باطل می خوانند. هیچ کس در تاریخ نمی تواند از دادگاههای تفتیش عقاید قرون وسطی به نیکی یاد کند. هیچ کسی نمی تواند از چنگیز خان و مغول خوب بگوید و هیچ کس نمی تواند بر مظلومیت علی "ع" اشک نریزد، مگر آنان که اندک رمقی را هم از انسانیت خود ربوده اند. این بسترهای مشابه، نشان می دهد که می توان از تاریخ درس گرفت و در جریان زندگی از این درس ها عبرت گرفت. این روزهای انقلاب، همچنان که بسیاری گفته اند، همانند روزهای نخست حکومت امام علی "ع" است. در مقابل علی "ع" سه دسته به مقابله پرداختند، قاسطین، مارقین و ناکثین.
اگر به اوضاع و احوال امروز کشور بنگریم می بینیم صفوف لرزان و وابسته جدیدی که در حال حاضر شکل گرفته اند و بسیاری از رفتارهای برخی نخبگان نظام در تشابه کامل با اوضاع آن روزگار عده ای از دشمنان ناآگاه را خواص غافل آن روزهای اسلام تشکیل می دهند.
در جنگ جمل، عنصری آتش افروز و آتش بیار معرکه می شود. پیراهن خونی خلیفه ی  دست آویز می شود که فردی که عنوانی را از وحی کسب نموده، در مقابل امام معصوم مفترض الطاعه، می ایستد و جماعت زیادی را به خاک و خون می کشد. در این جریان به ناحق، خون خلیفه ی دوم به گردن امام علی(ع) افتاد و با تبلیغاتی چنین سعی در تهییج مردم بر علیه امام را داشتند و البته تا حدودی موفق هم بودند. در حالی که حسنین از طرف امام به شدت در مقابل دشمنان خلیفه ایستاده بودند.
هیئت موضوعی امروز و شکل امروزی خود را نشان می دهد. " ندا آقا سلطان "، بهانه ای بود که در دست جماعت فریبکار و فریب خورده ی ملون الاحوال افتاد و چنان با استفاده از آن در رسانه هایشان بر علیه نظام تبلیغات کردند که در تاریخ مبارزه ی رسانه ای و تبلیغاتی بر علیه ایران اسلامی کم نظیر بود. جالب اینجاست که در این خصوص به مانند بحث های صدر اسلام که خود عامل قتل بودند، فریاد و شیون نمودند و خود را خون خواه "آقا سلطان" معرفی کردند.
در مورد دیگری وقتی وابسته یکی از سردمدار فتنه، توسط عوامل خود ساخته و کاملاً مرموز کشته می شود، باز هم ناله های نفاق آلود این جماعت به پا خاست، حال آنکه اسلحه و شکل کشته شدن نشانگر آن بود که این ترور بسیار دقیق و با ظرافت توسط خود فتنه گران بوده است. در هر دو قتل مورد اشاره، باز هم انگشت اتهام فتنه انگیزان، نظام را مورد اشاره ی خود قرار داد.
در جریانات آن روز در جنگ جمل، یک نیروی خاص محور افتراق در وحدت امت اسلامی شد. نقشی که این عنصر ایفا کرد و موجب شد تا بین مردم اختلاف بیفتد، جالب توجه می باشد. علت تاثیرگذاری آن زن در آن برهه ی زمانی، نسبت نزدیک وی با پیامبر"ص" ذکر شد. همین نسبت نزدیک نوعی اطمینان و خوش گمانی مردمی را نسبت به جریان جنگجو ایجاد کرد و موجب شد تا بسیاری از افراد لشکر به همین دلیل به او بپیوندند. در اتفاقات اخیر نیز شاهد بودیم که دختر یکی از عناصر اصلی نظام، نقش منحصر به فردی برای ایجاد بلوا در جامعه و معارضه با نظام را بازی کرد. بخشی از آشوبگران نیز به پشتوانه ی آنها در مقابله با نظام جرات بیشتری یافتند. در این بین، سکوت نامناسب بستگان آن ها، غیر قابل توجیه بوده و موجبات ظلم بزرگی به نظام اسلامی شد.
در بخش دیگری از این مقایسه ی تاریخی، به دو تن از یاران دیرین اسلام می رسیم. " طلحه "، که عنوان " طلحه الخیر " را از پیامبر "ص" دریافت کرد و " زیبر " که لقب " سیف الاسلام " را باز هم لبان مبارک پیامبر "ص" به او نسبت داد. این دو، که در ابتدا به محضر علی "ع" رفتند و انتخاب او را تبریک گفتند وقتی فهمیدند در اطراف علی "ع"، خبری از رانت های سابق نیست، به سرعت از حضرت جدا شده و با تشکیل یک سپاه و هماهنگی بین افرادی که منافعشان به خطر افتاده بود اولین جنگ را بر علیه امام معصوم به راه انداختند.
احساس دوری از قدرت و خلأ شخصیتی حاصل از آن، به قدری برای آن دو سخت بود که حاضر شدند بسیاری از مردمان را برای خودخواهیشان ذبح کنند. جریان فتنه ی اخیر نیز چنین جنینی را در بطن خود پرورش داد. غرور و طمع دنیا، این بار آبستن، افراد جدیدی بود. " موسوی " و " کروبی " که در شوک شکست از مردم بودند، برای دستیابی به تمنیات غیر قانونی خود به انواع هنجار شکنی های سیاسی روی آوردند. در این بین به مسلمات قانون اساسی اهانت شد. اما داستان معاویه، داستانی است که روش مندی حکومت دینی تغییر می یابد.  حاکمان از منظر استفاده از منابع مالی و اعتبارات دنیوی بر منهاج پیامبر"ص" حرکت می کردند. به جز وجه افتراقی وجود نداشت هیچ کس نمی تواند ساده زیستی تعدادی از خلفای سوال ببرد. اما دربرهه ای انحراف از سیره ی نبوی در بین زیر دستان دامنه ی وسیع تری یافت. اخبار اینگونه است که به حکومت وقت خبر می رسد، معاویه قصر سبزی برای خود ساخته است و از سیره ی ساده زیستی پیامبر"ص" منحرف شده است. وقتی حاکمیت آن زمان با بررسی هایش به نتیجه ی ذکر شده رسید، با معاویه قصد برخورد داشت. اما معاویه با بیان اینکه قصر سبزش موجب افتخار اسلام است! یا اینکه مسلمانان نباید چیزی کمتر از پادشاهان روم داشته باشند، زیربنای بنای فکری پیامبر"ص" را مورد هدف قرار داد. شوکت اسلام که در منظر فرستاده ی خداوند، در عدالت و کرامت انسانی مستور بود، به یکباره در افکار جاهلی افتاد. در ماههای اخیر نیز بسیاری از افراد مخالف ریاست جمهور کنونی، از مشی ساده زیستی احمدی نژاد و ارتباط او با قشر فرودست جامعه، ممانعت از بذل و بخشش های شاهانه و اسراف کاری های نابه جا خشمگین شدند و به گونه ای تکرار آن روزهای تاریخ را به منصه ی ظهور نهادند. در حالی که مشی امام راحل توجه ویژه به مستضعفین بود متاسفانه این طیف به رویگردانی از تفکر امام و اسلام روی آوردند.
بخش دیگری از تاریخ امام علی "ع"، به انحراف روحانیون و زعمای دینی اشاره دارد. "ابوموسی اشعری"، نماد روحانیتی است که از دین هیچ نفهمیده است و به شدت تحت تأثیر دیگران است. مثال بارز وی، در جامعه ی کنونی ما، نشان داده است که این نماد، نمادی است که در تمام طول تاریخ می تواند وجود داشت باشد.
ادامه دارد   


تمامی حقوق اين سايت محفوظ است | روزنامه ابوذر
?