1- توهین به امام"ره" چرا؟
اگر به پیش فرض های فکری جریان دوم خرداد و عقبه ی آن یعنی جریان چپ نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که توهین علنی به ساحت امام راحل بر جبین این جریان از روزهای پس از انتخابات دوم خرداد حک شده بود. میزان پایبندی این جریان به امام و خط آن عزیز بسیار پایین بود و هست.
عدم اعتقاد عملی به باورهای امام و اندیشه های آن عزیز موجب آن شده است که جریان دوم خرداد در مقاطع مختلف، از مواضع ایشان عدول نموده و خط خود را از خط امام راحل جدا نماید. اندیشه ی مبارزه با تفکر امام راحل، که تفکر ناب شیعی بوده و فاقد نگاههای افراطی و تفریطی جریان های مختلف رشد کرده در بستراسلام است، پیشینه ی طولانی تری از جریانات چند ساله ی اخیر دارد. برای به انزوا کشاندن تفکر اجتماعی اسلام، تلاش های بسیاری صورت گرفته است.
از گرایش های صوفیانه گرفته تا دیدگاه های خشک زاهدانه ی منفی، همگی سعی داشته اند تا اسلام را از روح خود، که حضور فعالانه ی اجتماعی و سلوک در بطن مشکلات است، جدا کنند. در حالی که عرفان ناب، سیر عارف را سفر بازگشتش به سوی خلق از سوی حق می داند و دارای شانی اجتماعی برای آن است، متاسفانه هم در بازار عرفان صوفیانه، هم در نقل برخی احادیث زهد محورانه و هم در استنادات تاریخی نادرست، شاهد آن هستیم که حضور اجتماعی دین توسط عده ای بایکوت شده است.
بزرگترین روشنگر و محوری ترین فردی که توان فراوانی برای خارج کردن دین از پستوی خانه ها و کشاندن آنها به سطح مناسبات اجتماعی صرف کرد، بدون شک امام خمینی "ره"، بوده است. از آنجا که تئوری شیعه برای تشکیل حکومت اسلامی، بسیار قوی و مستدل می باشد، هیچ طایفه ای در مقابل آن توان مقابله ندارد، فلذا دشمنان حکومت اسلامی، بزرگترین حق و کینه ها را نسبت به امام راحل به دل گرفته اند. در زمان دولتمردی دوم خردادی ها، مقابله ی نرم با افکار امام"ره" روندی شدید و ناجوانمردانه به خود یافت. دوم خردادی ها در مقابل محکمات اندیشه ی امام به مقابله برخاستند. به فرض در مورد سلمان رشدی مرتد، آنها حکم تاریخی امام را مخصوص به دوره ای دانستند و با این عنوان که در نظام حقوق بین الملل اینگونه حکم دادن ها، خلاف قواعد است، نشانه های مقابله با اندیشه ی امام راحل را بروز دادند.
بروز این نشانه و دهها نشانه ی دیگر مانند مسخ اندیشه ی ولایت فقیه در دیدگاه هایشان و تعریف متضاد از میزان و حریم جمهوریت و اسلامیت که در چند روز اخیر با انتشار تقلبی مطلبی در این خصوص در یکی از دانشگاهها صورت گرفت، نشان دهنده ی بازگشت تلخ دوم خردادی ها از خط اصیل نظام و امام راحل است. البته برخی از دوم خردادی ها که با سرخوردگی در این انتخابات، سرمایه های بسیاری را از دست داده اند، اعتقاد به نظام و تفکر امام دارند اما در بخش هایی این اعتقاد کم رنگ و بی رنگ شده و در بخش های دیگر بر غلظت آن به شدت افزوده اند و به دلیل عدم بصیرت دچار چنین تغیری در رنگ آرمان خواهیشان شدند. با وجود اطلاع از غایت هدف جریان های پشت پرده و نیز حمایت های آشکار دشمنان آرم دار نظام از حرکت نابهنجار پس از انتخابات، این دوستان ناآگاه انقلاب به بهانه ی شبهه های نامربوط و نامناسب در خصوص روند اجرای انتخابات، بر آتشی دمیدند که شعله های آن تنها
هدفش ستون خیمه ی انقلاب یعنی ولایت فقیه بود.
ولایت فقیه بنابر منهاج فکری رهبر فقید انقلاب، رکن رکین انقلاب و مشروع بخش اوامر و نواهی دولت است. این رکن، به دلیل آنکه باید تابع محض دستورات اسلام باشد، هیچگاه نمی تواند و نباید به زیر یوغ طاغوت برود.
" ولایت فقیه "، عامل اصلی مقابله های دشمنان با نظام اسلامی در مقطع کنونی و سی سال گذشته است، بنابراین دوستان انقلاب و آنها که راهرو رهبر فقید انقلاب بودند، به جای دعوای بچه گانه ی انتخابات، باید تمامی تلاششان را در راه حفظ این اصل می کردند. دشمنان، پله پله قصد حذف حکومت اسلامی و اندیشه ی استعمار و استکبار ستیز امام راحل را دارند. جایگزینی یک حکومت سکولار مطمئنا بزرگترین هدف و آرزوی دشمنان است، این آرزو که در تضاد کامل با اندیشه ی امام راحل است، در جایی باید خود را به وضوح نشان می داد، و خداوند در این انتخابات، به خوبی پرده از این اندیشه برداشت. سردمدار سبز فتنه، پیش از انتخابات در مصاحبه ای با مجله ی تایم به شکلی بی سابقه، سناریوی بعد از انتخابات را شرح داده بود.
وی با اعلام این نکته که برای کسب مطالبات آزادی خواهانه، حضور مردم از نقش رهبری خواهد کاست و رهبری را در انزوا قرار می دهد، نشان داد که بحث، تنها معطوف به انتخابات و ریاست جمهوری نیست، بلکه ریشه زنی اساس انقلاب در دستور کار آنها قرار داشت. البته این خیال خام بود و خام ماند، اما نشان از اراده ی قوی ای در داخل نیروهای نظام دارد که به سمت سکولاریسم با سرعت فراوانی در حرکتند، در این حرکت شتاب آلود به هر ابزاری نیز دست
می زنند، از مصاحبه با شبکه های بدنام خارجی گرفته تا دروغ بزرگ تجاوز در کهریزک.
2- تناقضی به نام امام راحل و طرفداران سکولار
در روز قدس عده ای شعار جدیدی می دهند... ، این شعار در روز دانشجو نیز تکرار می شود : استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی!!
چند روز بعد به تمثال امام راحل توهین می شود، تنی چند از همان افراد باز هم جمع می شوند و در حالی که عکس امام راحل را در دست گرفته اند، شعارهایی در حمایت از امام سر می دهند، بر روی پلاکاردهایشان نوشته شده است : راه سبز خمینی ادامه دارد!!
مشخص نیست اگر جز سوء استفاده از نام امام "ره"، انگیزه ی دیگری برای آنان وجود دارد چرا اعلام نمی شود؟ مگر می شود بین آن همه تاکید اساسی امام بر بحث اسلامیت و اینان که اسلامیت را لگد مال کرده اند، ارتباط مثبت منطقی برقرار کرد؟ در این بین جالب توجه آن است که استحاله ی اندیشه ی امام در دیدگاه این بخش کوچک از دانشجویان هیچ گاه توسط سران فتنه محکوم نشد و ریاست جمهور دوره ی اصلاحات با یک معصوم سازی
دروغین، غیر منطقی و سراسر هیجان ساز بیان نمود :
دانشجویان هیچ گاه ساختار شکن نمی شوند؟!! ظاهرا جناب خاتمی دچار نوعی آفت تحلیلی شده اند که با وجود مشاهده ی آن همه شعار ضد امام"ره" و ضد تفکر امام"ره"، هنوز بر تمامی دانشجویان مهر معصومیت سیاسی می زنند. هر چند در روز دانشجوی امسال بر همگان عمق اعتقاد دانشجویان صافی ضمیر به نظام روشن شد، اما همه را در یک صف و همه را با یک عنوان خطاب کردند بسیار نامعقول می نماید. معلوم نیست چطور خاتمی برخی گروههای دانشجویی معدود که با عنوان های سکولار و لیبرال مشغول به کار هستند را معصوم پنداشته است.
البته یک احتمال می توان داد و آن اینکه، به دلیل ریزش نیروهای متعهد دوم خرداد از اطراف سران فتنه، آنها برای اینکه بتوانند کمترین آبرو و نیرویی را برای خود نگه دارند مجبور شده اند با همه ی کسانی که قصد دارند در این وادی مشغول مخالفت با نظام شوند هماهنگ شده و در توهم سبز خود پیش بروند.
اگر به پیش فرض های فکری جریان دوم خرداد و عقبه ی آن یعنی جریان چپ نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که توهین علنی به ساحت امام راحل بر جبین این جریان از روزهای پس از انتخابات دوم خرداد حک شده بود. میزان پایبندی این جریان به امام و خط آن عزیز بسیار پایین بود و هست.
عدم اعتقاد عملی به باورهای امام و اندیشه های آن عزیز موجب آن شده است که جریان دوم خرداد در مقاطع مختلف، از مواضع ایشان عدول نموده و خط خود را از خط امام راحل جدا نماید. اندیشه ی مبارزه با تفکر امام راحل، که تفکر ناب شیعی بوده و فاقد نگاههای افراطی و تفریطی جریان های مختلف رشد کرده در بستراسلام است، پیشینه ی طولانی تری از جریانات چند ساله ی اخیر دارد. برای به انزوا کشاندن تفکر اجتماعی اسلام، تلاش های بسیاری صورت گرفته است.
از گرایش های صوفیانه گرفته تا دیدگاه های خشک زاهدانه ی منفی، همگی سعی داشته اند تا اسلام را از روح خود، که حضور فعالانه ی اجتماعی و سلوک در بطن مشکلات است، جدا کنند. در حالی که عرفان ناب، سیر عارف را سفر بازگشتش به سوی خلق از سوی حق می داند و دارای شانی اجتماعی برای آن است، متاسفانه هم در بازار عرفان صوفیانه، هم در نقل برخی احادیث زهد محورانه و هم در استنادات تاریخی نادرست، شاهد آن هستیم که حضور اجتماعی دین توسط عده ای بایکوت شده است.
بزرگترین روشنگر و محوری ترین فردی که توان فراوانی برای خارج کردن دین از پستوی خانه ها و کشاندن آنها به سطح مناسبات اجتماعی صرف کرد، بدون شک امام خمینی "ره"، بوده است. از آنجا که تئوری شیعه برای تشکیل حکومت اسلامی، بسیار قوی و مستدل می باشد، هیچ طایفه ای در مقابل آن توان مقابله ندارد، فلذا دشمنان حکومت اسلامی، بزرگترین حق و کینه ها را نسبت به امام راحل به دل گرفته اند. در زمان دولتمردی دوم خردادی ها، مقابله ی نرم با افکار امام"ره" روندی شدید و ناجوانمردانه به خود یافت. دوم خردادی ها در مقابل محکمات اندیشه ی امام به مقابله برخاستند. به فرض در مورد سلمان رشدی مرتد، آنها حکم تاریخی امام را مخصوص به دوره ای دانستند و با این عنوان که در نظام حقوق بین الملل اینگونه حکم دادن ها، خلاف قواعد است، نشانه های مقابله با اندیشه ی امام راحل را بروز دادند.
بروز این نشانه و دهها نشانه ی دیگر مانند مسخ اندیشه ی ولایت فقیه در دیدگاه هایشان و تعریف متضاد از میزان و حریم جمهوریت و اسلامیت که در چند روز اخیر با انتشار تقلبی مطلبی در این خصوص در یکی از دانشگاهها صورت گرفت، نشان دهنده ی بازگشت تلخ دوم خردادی ها از خط اصیل نظام و امام راحل است. البته برخی از دوم خردادی ها که با سرخوردگی در این انتخابات، سرمایه های بسیاری را از دست داده اند، اعتقاد به نظام و تفکر امام دارند اما در بخش هایی این اعتقاد کم رنگ و بی رنگ شده و در بخش های دیگر بر غلظت آن به شدت افزوده اند و به دلیل عدم بصیرت دچار چنین تغیری در رنگ آرمان خواهیشان شدند. با وجود اطلاع از غایت هدف جریان های پشت پرده و نیز حمایت های آشکار دشمنان آرم دار نظام از حرکت نابهنجار پس از انتخابات، این دوستان ناآگاه انقلاب به بهانه ی شبهه های نامربوط و نامناسب در خصوص روند اجرای انتخابات، بر آتشی دمیدند که شعله های آن تنها
هدفش ستون خیمه ی انقلاب یعنی ولایت فقیه بود.
ولایت فقیه بنابر منهاج فکری رهبر فقید انقلاب، رکن رکین انقلاب و مشروع بخش اوامر و نواهی دولت است. این رکن، به دلیل آنکه باید تابع محض دستورات اسلام باشد، هیچگاه نمی تواند و نباید به زیر یوغ طاغوت برود.
" ولایت فقیه "، عامل اصلی مقابله های دشمنان با نظام اسلامی در مقطع کنونی و سی سال گذشته است، بنابراین دوستان انقلاب و آنها که راهرو رهبر فقید انقلاب بودند، به جای دعوای بچه گانه ی انتخابات، باید تمامی تلاششان را در راه حفظ این اصل می کردند. دشمنان، پله پله قصد حذف حکومت اسلامی و اندیشه ی استعمار و استکبار ستیز امام راحل را دارند. جایگزینی یک حکومت سکولار مطمئنا بزرگترین هدف و آرزوی دشمنان است، این آرزو که در تضاد کامل با اندیشه ی امام راحل است، در جایی باید خود را به وضوح نشان می داد، و خداوند در این انتخابات، به خوبی پرده از این اندیشه برداشت. سردمدار سبز فتنه، پیش از انتخابات در مصاحبه ای با مجله ی تایم به شکلی بی سابقه، سناریوی بعد از انتخابات را شرح داده بود.
وی با اعلام این نکته که برای کسب مطالبات آزادی خواهانه، حضور مردم از نقش رهبری خواهد کاست و رهبری را در انزوا قرار می دهد، نشان داد که بحث، تنها معطوف به انتخابات و ریاست جمهوری نیست، بلکه ریشه زنی اساس انقلاب در دستور کار آنها قرار داشت. البته این خیال خام بود و خام ماند، اما نشان از اراده ی قوی ای در داخل نیروهای نظام دارد که به سمت سکولاریسم با سرعت فراوانی در حرکتند، در این حرکت شتاب آلود به هر ابزاری نیز دست
می زنند، از مصاحبه با شبکه های بدنام خارجی گرفته تا دروغ بزرگ تجاوز در کهریزک.
2- تناقضی به نام امام راحل و طرفداران سکولار
در روز قدس عده ای شعار جدیدی می دهند... ، این شعار در روز دانشجو نیز تکرار می شود : استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی!!
چند روز بعد به تمثال امام راحل توهین می شود، تنی چند از همان افراد باز هم جمع می شوند و در حالی که عکس امام راحل را در دست گرفته اند، شعارهایی در حمایت از امام سر می دهند، بر روی پلاکاردهایشان نوشته شده است : راه سبز خمینی ادامه دارد!!
مشخص نیست اگر جز سوء استفاده از نام امام "ره"، انگیزه ی دیگری برای آنان وجود دارد چرا اعلام نمی شود؟ مگر می شود بین آن همه تاکید اساسی امام بر بحث اسلامیت و اینان که اسلامیت را لگد مال کرده اند، ارتباط مثبت منطقی برقرار کرد؟ در این بین جالب توجه آن است که استحاله ی اندیشه ی امام در دیدگاه این بخش کوچک از دانشجویان هیچ گاه توسط سران فتنه محکوم نشد و ریاست جمهور دوره ی اصلاحات با یک معصوم سازی
دروغین، غیر منطقی و سراسر هیجان ساز بیان نمود :
دانشجویان هیچ گاه ساختار شکن نمی شوند؟!! ظاهرا جناب خاتمی دچار نوعی آفت تحلیلی شده اند که با وجود مشاهده ی آن همه شعار ضد امام"ره" و ضد تفکر امام"ره"، هنوز بر تمامی دانشجویان مهر معصومیت سیاسی می زنند. هر چند در روز دانشجوی امسال بر همگان عمق اعتقاد دانشجویان صافی ضمیر به نظام روشن شد، اما همه را در یک صف و همه را با یک عنوان خطاب کردند بسیار نامعقول می نماید. معلوم نیست چطور خاتمی برخی گروههای دانشجویی معدود که با عنوان های سکولار و لیبرال مشغول به کار هستند را معصوم پنداشته است.
البته یک احتمال می توان داد و آن اینکه، به دلیل ریزش نیروهای متعهد دوم خرداد از اطراف سران فتنه، آنها برای اینکه بتوانند کمترین آبرو و نیرویی را برای خود نگه دارند مجبور شده اند با همه ی کسانی که قصد دارند در این وادی مشغول مخالفت با نظام شوند هماهنگ شده و در توهم سبز خود پیش بروند.




