در ماههای اخیر، مواضع تعدادی از رجال سیاسی كشور به شدت ملتهب كننده ی فضای جامعه بود. مواضع هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی و مهدی كروبی از جمله مواضعی بود كه موجبات ایجاد گسست در برخی اجزای جامعه را تسهیل كرد. اما در این بین مواضع تند و فاقد منطق مهدی كروبی، بیش از سایرین چالش زا بود. مواضعی كه شان نظام اسلامی را از شان بسیاری از كشورهای دیكتاتوری هم پایین تر نشان داد. این مواضع كه آنارشیسم ادبی و عقلی بر آنها حكومت می كرد، به حدی برای كشورهای مخالف نظام شادی بخش بود كه حاضر شدند مهدی كروبی را به عنوان كاندیدای دریافت جایزه ی صلح نوبل مطرح كنند. این روند از نظر برخی به سادگی كروبی مربوط می شود، اما پس از حوادث اخیر به هیچ عنوان نمی توان برخوردهای عصبی كروبی را تنها به پای سادگی وی واریز كرد. كروبی دچار مشكلی بود كه در سطور پایین به آن اشاره می شود. لازم است برای این منظور به بررسی برخی حوادث قبل و بعد از انتخابات نگاهی بیندازیم. در این یادداشت به بررسی دو تصویر از كروبی می پردازیم.
تصویر ذهنی نخست، كروبی و خروج از خط امام
همه از ایده ها و روش های بیان شده ی كروبی یك تصویر ذهنی دارند. در این تصویر، بزرگترین نماد، عنوان » خط امام « است. تكرار مكرر این عنوان در بیان كروبی، بسیار فراوان است، فراوانتر از تمامی الفاظی كه در طی چند سال اخیر توسط وی به كار گرفته شده است. قبل از اینكه به چرایی رفتار سیاسی كروبی بپردازیم، مقداری از این رویكرد باید سخن راند. پیروی از »خط امام «، شعار بنیادین جریان چپ پس از رحلت امام می باشد. این جریان در مقاطع مختلف و در هنگام بروز بحران ها، به همگان پیشنهاد نموده است كه باید از این خط پیروی كرد و باید به آموزه های امام راحل استمساك جست. در این زمینه، هیچ كسی نمی تواند بر جریان چپ خرده بگیرد، زیرا بنیانگذار انقلاب، به حق امام راحل بوده است و باید با تاسی از آموزه های آن عزیز در راه ساختن جامعه گام برداشت. بنای فكری نظام اسلامی، بر تفكرات امام بوده است و در این نكته كه باید به امام اقتدا كرد، هیچ شكی نیست. اما در همین باره متاسفانه بخشی از جریان چپ به برخورد گزینشی با مواضع امام پرداخته است. مثلا در انتخابات جاری همه ی جریان چپ بر لزوم نقش مردم در حكومت اسلامی در نظر امام اشاره می كردند، اما متاسفانه این جریان به جای تصویر كردن عدل در فضای سیاسی ذهن جامعه و در نظر گرفتن سایر ملزومات حكومت اسلامی، سعی كرده اند مردم را در مقابل رهبری قرار بدهند. این حركت كه بسیار زیركانه و با عنوان دعوای مشروعیت و مقبولیت نظام از مدتها پیش به راه افتاد، در نهایت قصد داشت از امتیاز ولی فقیه در جامعه بكاهد و با زمینی نمودن كلیت آن، فضا را برای تخریب آماده نمودند. در واقع برای كاهش نقش ولایت فقیه در جامعه، تنها راه حساس كردن مردم، راه اندازی جنگ مشروعیت و مقبولیت بود كه با تمام تلاش های سران رسانه ای آشوب به نتیجه ای نرسید. در همین زمینه همین بخش از جریان چپ، با تمسك به » خط امام« درصدد بودند، رهبری را به حاشیه بكشانند و از قدرت و نفوذ رهبری بكاهند. این جریان انحرافی و
قدرت طلب، به دروغ نام خود را » پیروی از خط امام « نامیده بود، اما در عمل كیلومترها فاصله بین اندیشه ی آنان و بنیانگذار انقلاب وجود داشت. برای اكتساب صحت این عقیده می توانید به برخی مدارك توجه كنید تا متوجه شوید آقایان در موضع گیری ها چقدر فاصله با امام داشتند. امام به صراحت از الزام ولایت فقیه و تبعیت از آن در جامعه سخن گفته بود، بارها از الزام به قانون فرمایش نموده بودند، بارها بر لزوم حفظ كردن حدود عقلی در مواجهه با دشمنان خارجی تاكید كرده بود، اما متاسفانه هیچ یك از دعوات امام در این زمینه ها از سوی جریان چپ، به خصوص در ایام انتخابات اخیر، مورد توجه قرار نگرفت. مصداق بارز آیه ی قرآنی » مذبذبین بین ذلك لا الی هولاء و لا الی هولاء«، این طیف از جریان چپ بود كه نه با ضد انقلاب و شعارهایش همخوانی كامل داشت و نه با شعارهای امام راحل در هماهنگی بودند. انحراف در چپ، به دلیل انحراف از مواضع امام است، اگر چپ به شعارهای امام بازگشت می كرد هیچگاه در دام فتنه ها نمی افتاد. كروبی نیز از این داستان مستثنی نیست. كروبی بسیاری از آموزه های امام را به فراموشی سپرده است. حتی از اندیشه های اخلاقی امام هم بی خبر است، بی خبر هم به این معنا كه اطلاع علمی ندارد و هم به این معنا كه برخی از وصایای امام را برای رسیدن به اندیشه های قدرت طلبانه اش به بایگانی ذهنش سپرده است. مواضع كروبی فاقد حداقل های هماهنگی با ولی فقیه بوده و هست. این امام شكنی اندیشه ای، در جای جای عملكرد كروبی وجود دارد. او به راحتی به امام پشت كرده است، پشت كردنی كه یكی از عجیبترین چرخش های فكری در بین نخبگان حال حاضر جامعه است. كروبی در چند روز گذشته در نامه ای به حسینعلی منتظری، قائم مقام معزول امام كه به فرموده ی ایشان نباید در امور سیاسی وارد شود، از تفقد ایشان خوشحال شده و تشكر كرده است. از عبدالكریم سروش كه حكومت دینی را یك دیكتاتوری دانسته و به صراحت بر علیه مسلمات مذهب قیام كرده است، تقدیر كرده و در روزهای انتخابات روزنامه اش به طور مرتب از او مقاله چاپ می كرد. به دفاع از حقوق مردم فلسطین اعتراض می كند و در روز قدس با آنها كه شعار می دادند : » نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران« همراه می شود، از پشتیبانی دراویش گنابادی كه در نقطه ی مقابل تفكر شیعی است به وجد می آید و به آنها قول مساعدت می دهد و ... . به صراحت باید گفت كروبی فاصله ی بسیاری از اندیشه های امام و در مواقفی اسلام گرفته است. فاصله ای كه به تباهی سیاسی اش منجر خواهد شد. اینگونه چرخش مواضع به هیچ عنوان زیبنده ی شخصیتی كه خود را یار غار امام می نامد، نیست. تصویر ذهنی دوم : كروبی و بحران موقعیت
در خصوص تصویر ذهنی از كروبی به یك تصویر اشاره شد. در این تصویر ذهنی یك شكل دیگر هم بسیار به چشم می خورد. روحیه ی تغییر و قدرت طلب كروبی. این روحیه را می توان در چند موضع به شكل بارز نگریست. درتصویر دومی كه از كروبی می توانیم ببینیم باید به دو نكته توجه شود، یكی مواضع كروبی پیش از انتخابات و دیگری مواضع وی پس از انتخابات.
الف : مواضع و نكات مورد نظر پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری
پیش از انتخابات مجلس سوم، كروبی به همراه جمعی از دوستانش مانند موسوی خوئینی ها، با ارسال نامه ای به امام »ره«، از ایشان برای جداسازی خط فكریش از جامعه ی روحانیت رهنمود طلبید، پاسخ مثبت امام »ره« كافی بود تا كروبی به همراه جمعی از روحانیون، راه خود را از جامعه ی روحانیت مبارز جدا كند. وی مدتها به عنوان دبیر كل مجمع روحانیون مبارز، مشغول فعالیت بود، تا اینكه در انتخابات ریاست جمهوری در دور نهم، وقتی بخش بزرگی از اصلاح طلبان به جای او به سمت هاشمی رفتند، كروبی باز هم دست به انشعاب زد و »حزب اعتماد ملی« را بنا نهاد. این انشعاب طلبی ها، یك دلیل واضح داشت. كروبی هیچگاه در مركز امور قرار نداشت.
در دوره های نخستین ریاست مجلس وی، نقطه ی ثقل چپ، همان اصلاح طلبان امروز، میرحسین موسوی بود. در دوره ی بعدی ریاستش یعنی در مجلس ششم هم باز كروبی میدان دار اصلی این جریان لقب نگرفت، زیرا سایه ی سنگین خاتمی و حزب مشاركت و سازمان مجاهدین بر فضای سیاسی كشور، فرصت را از شیخ برای محور بودن، گرفت. در همین دوره بود كه شاهدبودیم، كروبی بارها به مجموعه ی مشاركت و مجاهدین حمله كرد. در انتخابات پیشین نیز، با وجود تمامی تلاش، او باز هم نتوانست نقش شاه را در شطرنج انتخابات بازی كند و موسوی باز هم بر جایی نشست كه كروبی بسیار به آن دل بسته بود. این حاشیه نشینی، چندان برای كروبی خوشایند نبود، وی در بحبوحه ی انتخابات هم با وجود هجوم جریان های مختلف به سمت احمدی نژاد، نگاهی به سمت و سوی سایر جریانات داشت. نامه ی تند كروبی به هاشمی و تذكر مداخلات دانشگاه آزاد و طیف هاشمی برای كمك به موسوی و اعلام دروغین كناره گیری كروبی، انتقاد ملایم از موسوی در مناظره ی تلویزیونی و ... از جمله تلاش های كروبی برای به حاشیه راندن جریان مقابل در درون اصلاح طلبان بود. اما هیچگاه كروبی نتوانست نقش ابرمرد را برای اصلاح طلبان بازی كند. دلیل آن نیز واضح بود، كروبی به شدت ساده انگار و عصبی برخورد می كرد و می كند. در زمان مناظره ها، در مناظره با رضایی، كروبی نه تنها هیچ طرح عملی را اعلام نكرد، بلكه در چند جا با عنوان اینكه : » این نظر آقای رضایی همان نظر ماست«، از ضعف علمی خود برای اداره ی جامعه پرده برداشت. سوالات حساس و مهم احمدی نژاد از وی نیز بدون پاسخ ماند، تا فضای جامعه به رویگردانی شدید از وی روی بیاورد. این حاشیه نشینی و رویگردانی، هیچگاه به مذاق كروبی خوش نیامد. كروبی برای خروج از این حاشیه نشینی چه پیش و چه پس از انتخابات به هر اقدامی روی آورد. اگر به تیترهای روزنامه ی كروبی و اظهارنظرهای او در چند ماه پیش از انتخابات نگاهی بیندازیم، به وضوح می توانیم این شهوت قدرت را در وی ببینیم. تیترهایی با مضمون های تند علیه نظام و اركان قانونی آن، نقطه های تاریك پرونده ی سیاسی كروبی است. وقتی وی به وضوح در تیتر اول روزنامه اش،خواستار جلوگیری از اعدام نوجوانان شد، فضای نامناسبی در داخل و خارج كشور بر علیه نظام به وجود آورد گویا در ایران اسلامی، روزانه دهها نوجوان به وبه ی دار سپرده می شدند. كروبی در موضعی دیگر، بدون توجه به نظرات اصیل اسلام و مراجع عظام تقلید، اعلام كرد بهاییان، همان دست پروردگان انگلیس و همان هایی كه مركزیت عملشان در رژیم صهیونیستی است، باید حقوق مساوی با سایر شهروندان در جامعه داشته باشند.
یك مرحله ی دیگر از هنجار شكنی سیاسی و انقلابی كروبی آن هنگام صورت گرفت كه وی بر لزوم تشكیل » كمیته ی صیانت از آراء «، تاكید كرد، و با تخطئه ی شورای نگهبان نظارت استصوابی را زیر سوال برد، این حركت غیر عقلانی كروبی كه از انتخابات پیش شروع شده بود، در این انتخابات وسعت بیشتری یافت و با وجود تاكیدات پشت سر هم رهبری انقلاب در خصوص عدم طرح چنین بحثی، بر آتش آن هر روز افزود و به هیچ یك از تذكرات رهبری هم توجهی نكرد. همه ی این نمونه ها، كه نوعی ساختار شكنی موضعی در مقابل نظام اسلامی بود چون از سوی كسی مانند كروبی كه عمری در مصادر حكومتی بود، مطرح می شد برای همگان نشانگر طغیانی بود كه موج های اولیه اش در حال سر برآوردن بود. این حركات یك نكته را واضح می كرد: تلاش رسانه ای و تبلیغاتی شدیدكروبی برای خروج از سایه و تبدیل شدن به چهره ی »یك« انتخابات. با وجود تمامی این مواضع خشن و نظام ستیز، این اتفاق هرگز نیفتاد و جریان دوم خرداد باز هم پشت شیخ را خالی كرد و با پیوستن كارتل های اقتصادی و فكری اصلیش به جریان موسوی، نشان داد كروبی در نگاه آنان فاقد شرایط رهبری جریان اصلاحات است. این داغ بزرگ، همواره بر پیشانی زندگی سیاسی كروبی بوده است، داغی كه مرهم نهادن بر آن بزرگترین دغدغه ی سیاسی وی است.
ب : مواضع كروبی پس از انتخابات
«پیش از همه اذعان می كنم كه بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید كه چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه كه می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی كه می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می كوبید.»
... نتایج اعلام شده برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چنان مضحك و شگفت است كه در بیان و بیانیه نمی آید و باید فكر دیگری كرد.... بدیهی است كه نتایج و نهاد برآمده از چنین شمارش آرایی فاقد مشروعیت است و مورد قبول اینجانب نیست... حتما در مقابل این مهندسی و تنظیم ناشیانه رای ملت سكوت نخواهم كرد و به عنوان فردی مستقل در چارچوب فكری و سیاسی خاص خود و بر اساس مواضع و بیانیه هایی كه منتشر كرده ام در صحنه خواهم ماند و گزارش اقدامات خود را در بیانیه های بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رساند . این تازه اول داستان است.»
«كار به جایی رسیده كه از كلیت جمهوری اسلامی، هر دو ركن جمهوریت واسلامیت با این انتخابات و اعلام نتایج مخدوش ان زیر سوال رفته است ..... من بار دیگر اعلام می كنم انتخاباتی كه با حضور پرشور ملت ایران برگزار شد نباید وسیله سوء استفاده قرار گیرد و نتایح اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآمده از ان فاقد وجاهت ملی و صلاحیت اجتماعی است و از اینرو آقای محمود احمدی نژاد را رییس جمهور ایران نمی دانم . اما از ان جایی كه به اصل نظام جمهوری اسلامی باور راسخ دارم و این نوع انتخابات را تعریض به میراث و راه امام می دانم و از ان جایی كه هنوزم به ظرفیت نهادهای قانونی در جمهوری اسلامی باور دارم از شورای نگهبان می خواهم با ابطال انتخابات و در راستای خواست به حق ملت واكثریت مردم بار دیگر این انتخابات را تجدید نماید و این بار به حق ، از آرای مردم پاسداری كند . بدیهی است این راه حل برای برون رفت از وضع موجود و اتمام حجتی با نهادهای حقوقی و قانونی می باشد .»
گوشه ای از مواضع نابخردانه و به دور از شان كروبی را پس از انتخابات دیدید. به قول خود كروبی این بیانیه ها « تازه اول كار بود »، برای خودخواهی امثال كروبی باید فتنه رویه ی دیگری می یافت. كروبی در این صحنه اما توانست میدان دار شود. او اگر نتوانسته بود در پیش از انتخابات به آنچه می خواست برسد، اما پس از انتخابات، فرصت یافت تا با مواضع ساختارشكنانه، دروغین و سرشار از تهمت و افترا به نظام اسلامی، به تیتر اصلی سایت ها و روزنامه های ضد انقلاب تبدیل شود. حتی این تهور در اعلام مواضع نسنجیده به قدری گسترده شد كه لایه های دیگری از اعتقاد، نكته سنجی و دشمن شناسی كروبی !! را به نمایش گذاشت. این مطالب را هم مرور كنید : «خدایا مهدی كروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ كاش او زنده نبود و نمی دید كه روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شكوه كند كه در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است: از لخت و عریان كردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یكدیگر تا فحاشی های وقیحانه و ادرار كردن در صورت آنها و رها كردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیابان. اینها كم نبود كه خبر از تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها نیز رسید. با خود گفتم كه سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به كجا رسیده ایم؟»
در این مقام نیستیم كه به بررسی علمی شبهات كروبی بپردازیم. اتهام تجاوز به زندانیان و رفتار سوء اخلاقی با آنان به قدری در جامعه بازتاب بدی داشت كه موجی از نفرت را ایجاد نمود. از سویی دوستداران نظام- فارغ از گروه بندی های سیاسی- به شدت از وی آزرده شدند و از سوی دیگر، طیف های ناهمخوان با نظام اسلامی همچون گروهك های دانشجویی ماركسیست، این بار با حمایت صد چندان از كروبی به میدان آمدند. رسانه های بیگانه به شوق آمدند و كروبی این بار به واقع كارگردان آشوب شد. كروبی كه دیگر در حاشیه نبود، با پرخاش بیشتری سخن می گفت، بیانیه های بیشتری می داد، دیدارهای بیشتری را انجام می داد و بی محابا بر نظام می تاخت. كلیدواژه ی كروبی اما، فراموشی خط امام بود، برای محمل داشتن در اینگونه حرمت شكنی ها فقط شعار «فراموشی خط امام» می توانست كروبی را زنده نگه دارد. كروبی دوباره به صدر اخبار آمده بود، بنابراین دیگر نباید سكوت می كرد، با خط و نشان كشیدن های خود می خواست شرایط كشور را بغرنج تر كند و از برخورد نظام با خود هم نمی هراسید. او حتی اگر به زندان هم برود دیگر برایش مهم نیست، زیرا او به صدر اخبار آمده است. موسوی به دیدار او می رود و او از این همه توجه مشعوف است. خلا روحی كروبی پر شده است، پس منتظر باشید، حتما در روزهای آینده شاهد سخنان عجیب و غریب و بی پایه ی دیگری هم از او خواهیم بود. درد كروبی به ظاهر درمان شده است! درد شهرت، درد گریز از متن به حاشیه! این رورزها باید منتظر باشیم تا احتمالا دادگاه كروبی هم برگزار شود. شاید فرصت بیشتری برای نشان دادن التزام كروبی به امام و انقلاب ایجاد شود.
تصویر ذهنی نخست، كروبی و خروج از خط امام
همه از ایده ها و روش های بیان شده ی كروبی یك تصویر ذهنی دارند. در این تصویر، بزرگترین نماد، عنوان » خط امام « است. تكرار مكرر این عنوان در بیان كروبی، بسیار فراوان است، فراوانتر از تمامی الفاظی كه در طی چند سال اخیر توسط وی به كار گرفته شده است. قبل از اینكه به چرایی رفتار سیاسی كروبی بپردازیم، مقداری از این رویكرد باید سخن راند. پیروی از »خط امام «، شعار بنیادین جریان چپ پس از رحلت امام می باشد. این جریان در مقاطع مختلف و در هنگام بروز بحران ها، به همگان پیشنهاد نموده است كه باید از این خط پیروی كرد و باید به آموزه های امام راحل استمساك جست. در این زمینه، هیچ كسی نمی تواند بر جریان چپ خرده بگیرد، زیرا بنیانگذار انقلاب، به حق امام راحل بوده است و باید با تاسی از آموزه های آن عزیز در راه ساختن جامعه گام برداشت. بنای فكری نظام اسلامی، بر تفكرات امام بوده است و در این نكته كه باید به امام اقتدا كرد، هیچ شكی نیست. اما در همین باره متاسفانه بخشی از جریان چپ به برخورد گزینشی با مواضع امام پرداخته است. مثلا در انتخابات جاری همه ی جریان چپ بر لزوم نقش مردم در حكومت اسلامی در نظر امام اشاره می كردند، اما متاسفانه این جریان به جای تصویر كردن عدل در فضای سیاسی ذهن جامعه و در نظر گرفتن سایر ملزومات حكومت اسلامی، سعی كرده اند مردم را در مقابل رهبری قرار بدهند. این حركت كه بسیار زیركانه و با عنوان دعوای مشروعیت و مقبولیت نظام از مدتها پیش به راه افتاد، در نهایت قصد داشت از امتیاز ولی فقیه در جامعه بكاهد و با زمینی نمودن كلیت آن، فضا را برای تخریب آماده نمودند. در واقع برای كاهش نقش ولایت فقیه در جامعه، تنها راه حساس كردن مردم، راه اندازی جنگ مشروعیت و مقبولیت بود كه با تمام تلاش های سران رسانه ای آشوب به نتیجه ای نرسید. در همین زمینه همین بخش از جریان چپ، با تمسك به » خط امام« درصدد بودند، رهبری را به حاشیه بكشانند و از قدرت و نفوذ رهبری بكاهند. این جریان انحرافی و
قدرت طلب، به دروغ نام خود را » پیروی از خط امام « نامیده بود، اما در عمل كیلومترها فاصله بین اندیشه ی آنان و بنیانگذار انقلاب وجود داشت. برای اكتساب صحت این عقیده می توانید به برخی مدارك توجه كنید تا متوجه شوید آقایان در موضع گیری ها چقدر فاصله با امام داشتند. امام به صراحت از الزام ولایت فقیه و تبعیت از آن در جامعه سخن گفته بود، بارها از الزام به قانون فرمایش نموده بودند، بارها بر لزوم حفظ كردن حدود عقلی در مواجهه با دشمنان خارجی تاكید كرده بود، اما متاسفانه هیچ یك از دعوات امام در این زمینه ها از سوی جریان چپ، به خصوص در ایام انتخابات اخیر، مورد توجه قرار نگرفت. مصداق بارز آیه ی قرآنی » مذبذبین بین ذلك لا الی هولاء و لا الی هولاء«، این طیف از جریان چپ بود كه نه با ضد انقلاب و شعارهایش همخوانی كامل داشت و نه با شعارهای امام راحل در هماهنگی بودند. انحراف در چپ، به دلیل انحراف از مواضع امام است، اگر چپ به شعارهای امام بازگشت می كرد هیچگاه در دام فتنه ها نمی افتاد. كروبی نیز از این داستان مستثنی نیست. كروبی بسیاری از آموزه های امام را به فراموشی سپرده است. حتی از اندیشه های اخلاقی امام هم بی خبر است، بی خبر هم به این معنا كه اطلاع علمی ندارد و هم به این معنا كه برخی از وصایای امام را برای رسیدن به اندیشه های قدرت طلبانه اش به بایگانی ذهنش سپرده است. مواضع كروبی فاقد حداقل های هماهنگی با ولی فقیه بوده و هست. این امام شكنی اندیشه ای، در جای جای عملكرد كروبی وجود دارد. او به راحتی به امام پشت كرده است، پشت كردنی كه یكی از عجیبترین چرخش های فكری در بین نخبگان حال حاضر جامعه است. كروبی در چند روز گذشته در نامه ای به حسینعلی منتظری، قائم مقام معزول امام كه به فرموده ی ایشان نباید در امور سیاسی وارد شود، از تفقد ایشان خوشحال شده و تشكر كرده است. از عبدالكریم سروش كه حكومت دینی را یك دیكتاتوری دانسته و به صراحت بر علیه مسلمات مذهب قیام كرده است، تقدیر كرده و در روزهای انتخابات روزنامه اش به طور مرتب از او مقاله چاپ می كرد. به دفاع از حقوق مردم فلسطین اعتراض می كند و در روز قدس با آنها كه شعار می دادند : » نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران« همراه می شود، از پشتیبانی دراویش گنابادی كه در نقطه ی مقابل تفكر شیعی است به وجد می آید و به آنها قول مساعدت می دهد و ... . به صراحت باید گفت كروبی فاصله ی بسیاری از اندیشه های امام و در مواقفی اسلام گرفته است. فاصله ای كه به تباهی سیاسی اش منجر خواهد شد. اینگونه چرخش مواضع به هیچ عنوان زیبنده ی شخصیتی كه خود را یار غار امام می نامد، نیست. تصویر ذهنی دوم : كروبی و بحران موقعیت
در خصوص تصویر ذهنی از كروبی به یك تصویر اشاره شد. در این تصویر ذهنی یك شكل دیگر هم بسیار به چشم می خورد. روحیه ی تغییر و قدرت طلب كروبی. این روحیه را می توان در چند موضع به شكل بارز نگریست. درتصویر دومی كه از كروبی می توانیم ببینیم باید به دو نكته توجه شود، یكی مواضع كروبی پیش از انتخابات و دیگری مواضع وی پس از انتخابات.
الف : مواضع و نكات مورد نظر پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری
پیش از انتخابات مجلس سوم، كروبی به همراه جمعی از دوستانش مانند موسوی خوئینی ها، با ارسال نامه ای به امام »ره«، از ایشان برای جداسازی خط فكریش از جامعه ی روحانیت رهنمود طلبید، پاسخ مثبت امام »ره« كافی بود تا كروبی به همراه جمعی از روحانیون، راه خود را از جامعه ی روحانیت مبارز جدا كند. وی مدتها به عنوان دبیر كل مجمع روحانیون مبارز، مشغول فعالیت بود، تا اینكه در انتخابات ریاست جمهوری در دور نهم، وقتی بخش بزرگی از اصلاح طلبان به جای او به سمت هاشمی رفتند، كروبی باز هم دست به انشعاب زد و »حزب اعتماد ملی« را بنا نهاد. این انشعاب طلبی ها، یك دلیل واضح داشت. كروبی هیچگاه در مركز امور قرار نداشت.
در دوره های نخستین ریاست مجلس وی، نقطه ی ثقل چپ، همان اصلاح طلبان امروز، میرحسین موسوی بود. در دوره ی بعدی ریاستش یعنی در مجلس ششم هم باز كروبی میدان دار اصلی این جریان لقب نگرفت، زیرا سایه ی سنگین خاتمی و حزب مشاركت و سازمان مجاهدین بر فضای سیاسی كشور، فرصت را از شیخ برای محور بودن، گرفت. در همین دوره بود كه شاهدبودیم، كروبی بارها به مجموعه ی مشاركت و مجاهدین حمله كرد. در انتخابات پیشین نیز، با وجود تمامی تلاش، او باز هم نتوانست نقش شاه را در شطرنج انتخابات بازی كند و موسوی باز هم بر جایی نشست كه كروبی بسیار به آن دل بسته بود. این حاشیه نشینی، چندان برای كروبی خوشایند نبود، وی در بحبوحه ی انتخابات هم با وجود هجوم جریان های مختلف به سمت احمدی نژاد، نگاهی به سمت و سوی سایر جریانات داشت. نامه ی تند كروبی به هاشمی و تذكر مداخلات دانشگاه آزاد و طیف هاشمی برای كمك به موسوی و اعلام دروغین كناره گیری كروبی، انتقاد ملایم از موسوی در مناظره ی تلویزیونی و ... از جمله تلاش های كروبی برای به حاشیه راندن جریان مقابل در درون اصلاح طلبان بود. اما هیچگاه كروبی نتوانست نقش ابرمرد را برای اصلاح طلبان بازی كند. دلیل آن نیز واضح بود، كروبی به شدت ساده انگار و عصبی برخورد می كرد و می كند. در زمان مناظره ها، در مناظره با رضایی، كروبی نه تنها هیچ طرح عملی را اعلام نكرد، بلكه در چند جا با عنوان اینكه : » این نظر آقای رضایی همان نظر ماست«، از ضعف علمی خود برای اداره ی جامعه پرده برداشت. سوالات حساس و مهم احمدی نژاد از وی نیز بدون پاسخ ماند، تا فضای جامعه به رویگردانی شدید از وی روی بیاورد. این حاشیه نشینی و رویگردانی، هیچگاه به مذاق كروبی خوش نیامد. كروبی برای خروج از این حاشیه نشینی چه پیش و چه پس از انتخابات به هر اقدامی روی آورد. اگر به تیترهای روزنامه ی كروبی و اظهارنظرهای او در چند ماه پیش از انتخابات نگاهی بیندازیم، به وضوح می توانیم این شهوت قدرت را در وی ببینیم. تیترهایی با مضمون های تند علیه نظام و اركان قانونی آن، نقطه های تاریك پرونده ی سیاسی كروبی است. وقتی وی به وضوح در تیتر اول روزنامه اش،خواستار جلوگیری از اعدام نوجوانان شد، فضای نامناسبی در داخل و خارج كشور بر علیه نظام به وجود آورد گویا در ایران اسلامی، روزانه دهها نوجوان به وبه ی دار سپرده می شدند. كروبی در موضعی دیگر، بدون توجه به نظرات اصیل اسلام و مراجع عظام تقلید، اعلام كرد بهاییان، همان دست پروردگان انگلیس و همان هایی كه مركزیت عملشان در رژیم صهیونیستی است، باید حقوق مساوی با سایر شهروندان در جامعه داشته باشند.
یك مرحله ی دیگر از هنجار شكنی سیاسی و انقلابی كروبی آن هنگام صورت گرفت كه وی بر لزوم تشكیل » كمیته ی صیانت از آراء «، تاكید كرد، و با تخطئه ی شورای نگهبان نظارت استصوابی را زیر سوال برد، این حركت غیر عقلانی كروبی كه از انتخابات پیش شروع شده بود، در این انتخابات وسعت بیشتری یافت و با وجود تاكیدات پشت سر هم رهبری انقلاب در خصوص عدم طرح چنین بحثی، بر آتش آن هر روز افزود و به هیچ یك از تذكرات رهبری هم توجهی نكرد. همه ی این نمونه ها، كه نوعی ساختار شكنی موضعی در مقابل نظام اسلامی بود چون از سوی كسی مانند كروبی كه عمری در مصادر حكومتی بود، مطرح می شد برای همگان نشانگر طغیانی بود كه موج های اولیه اش در حال سر برآوردن بود. این حركات یك نكته را واضح می كرد: تلاش رسانه ای و تبلیغاتی شدیدكروبی برای خروج از سایه و تبدیل شدن به چهره ی »یك« انتخابات. با وجود تمامی این مواضع خشن و نظام ستیز، این اتفاق هرگز نیفتاد و جریان دوم خرداد باز هم پشت شیخ را خالی كرد و با پیوستن كارتل های اقتصادی و فكری اصلیش به جریان موسوی، نشان داد كروبی در نگاه آنان فاقد شرایط رهبری جریان اصلاحات است. این داغ بزرگ، همواره بر پیشانی زندگی سیاسی كروبی بوده است، داغی كه مرهم نهادن بر آن بزرگترین دغدغه ی سیاسی وی است.
ب : مواضع كروبی پس از انتخابات
«پیش از همه اذعان می كنم كه بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید كه چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه كه می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی كه می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می كوبید.»
... نتایج اعلام شده برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چنان مضحك و شگفت است كه در بیان و بیانیه نمی آید و باید فكر دیگری كرد.... بدیهی است كه نتایج و نهاد برآمده از چنین شمارش آرایی فاقد مشروعیت است و مورد قبول اینجانب نیست... حتما در مقابل این مهندسی و تنظیم ناشیانه رای ملت سكوت نخواهم كرد و به عنوان فردی مستقل در چارچوب فكری و سیاسی خاص خود و بر اساس مواضع و بیانیه هایی كه منتشر كرده ام در صحنه خواهم ماند و گزارش اقدامات خود را در بیانیه های بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رساند . این تازه اول داستان است.»
«كار به جایی رسیده كه از كلیت جمهوری اسلامی، هر دو ركن جمهوریت واسلامیت با این انتخابات و اعلام نتایج مخدوش ان زیر سوال رفته است ..... من بار دیگر اعلام می كنم انتخاباتی كه با حضور پرشور ملت ایران برگزار شد نباید وسیله سوء استفاده قرار گیرد و نتایح اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآمده از ان فاقد وجاهت ملی و صلاحیت اجتماعی است و از اینرو آقای محمود احمدی نژاد را رییس جمهور ایران نمی دانم . اما از ان جایی كه به اصل نظام جمهوری اسلامی باور راسخ دارم و این نوع انتخابات را تعریض به میراث و راه امام می دانم و از ان جایی كه هنوزم به ظرفیت نهادهای قانونی در جمهوری اسلامی باور دارم از شورای نگهبان می خواهم با ابطال انتخابات و در راستای خواست به حق ملت واكثریت مردم بار دیگر این انتخابات را تجدید نماید و این بار به حق ، از آرای مردم پاسداری كند . بدیهی است این راه حل برای برون رفت از وضع موجود و اتمام حجتی با نهادهای حقوقی و قانونی می باشد .»
گوشه ای از مواضع نابخردانه و به دور از شان كروبی را پس از انتخابات دیدید. به قول خود كروبی این بیانیه ها « تازه اول كار بود »، برای خودخواهی امثال كروبی باید فتنه رویه ی دیگری می یافت. كروبی در این صحنه اما توانست میدان دار شود. او اگر نتوانسته بود در پیش از انتخابات به آنچه می خواست برسد، اما پس از انتخابات، فرصت یافت تا با مواضع ساختارشكنانه، دروغین و سرشار از تهمت و افترا به نظام اسلامی، به تیتر اصلی سایت ها و روزنامه های ضد انقلاب تبدیل شود. حتی این تهور در اعلام مواضع نسنجیده به قدری گسترده شد كه لایه های دیگری از اعتقاد، نكته سنجی و دشمن شناسی كروبی !! را به نمایش گذاشت. این مطالب را هم مرور كنید : «خدایا مهدی كروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ كاش او زنده نبود و نمی دید كه روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شكوه كند كه در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است: از لخت و عریان كردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یكدیگر تا فحاشی های وقیحانه و ادرار كردن در صورت آنها و رها كردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیابان. اینها كم نبود كه خبر از تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها نیز رسید. با خود گفتم كه سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به كجا رسیده ایم؟»
در این مقام نیستیم كه به بررسی علمی شبهات كروبی بپردازیم. اتهام تجاوز به زندانیان و رفتار سوء اخلاقی با آنان به قدری در جامعه بازتاب بدی داشت كه موجی از نفرت را ایجاد نمود. از سویی دوستداران نظام- فارغ از گروه بندی های سیاسی- به شدت از وی آزرده شدند و از سوی دیگر، طیف های ناهمخوان با نظام اسلامی همچون گروهك های دانشجویی ماركسیست، این بار با حمایت صد چندان از كروبی به میدان آمدند. رسانه های بیگانه به شوق آمدند و كروبی این بار به واقع كارگردان آشوب شد. كروبی كه دیگر در حاشیه نبود، با پرخاش بیشتری سخن می گفت، بیانیه های بیشتری می داد، دیدارهای بیشتری را انجام می داد و بی محابا بر نظام می تاخت. كلیدواژه ی كروبی اما، فراموشی خط امام بود، برای محمل داشتن در اینگونه حرمت شكنی ها فقط شعار «فراموشی خط امام» می توانست كروبی را زنده نگه دارد. كروبی دوباره به صدر اخبار آمده بود، بنابراین دیگر نباید سكوت می كرد، با خط و نشان كشیدن های خود می خواست شرایط كشور را بغرنج تر كند و از برخورد نظام با خود هم نمی هراسید. او حتی اگر به زندان هم برود دیگر برایش مهم نیست، زیرا او به صدر اخبار آمده است. موسوی به دیدار او می رود و او از این همه توجه مشعوف است. خلا روحی كروبی پر شده است، پس منتظر باشید، حتما در روزهای آینده شاهد سخنان عجیب و غریب و بی پایه ی دیگری هم از او خواهیم بود. درد كروبی به ظاهر درمان شده است! درد شهرت، درد گریز از متن به حاشیه! این رورزها باید منتظر باشیم تا احتمالا دادگاه كروبی هم برگزار شود. شاید فرصت بیشتری برای نشان دادن التزام كروبی به امام و انقلاب ایجاد شود.




