تبليغاتX
روزنامه ابوذر

روزنامه ابوذر
 
پایگاه اینترنتی روزنامه ابوذر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم اسفند 1388 توسط ابوذر
»حمید سوریان كه پر افتخارترین كشتی‌گیر فرنگی‌كار ایران به شمار می‌رود با اهدای مدال طلای خود به رئیس جمهور مورد حملات تندی قرار گرفته است. دامنه فشارها بر سوریان به خاطر تقدیم مدال خود به دكتر احمدی‌نژاد به اینجا محدود نمانده و مخالفان این اقدام، با ارسال پیام‌هایی وی را تهدید نمودند. همچنین شنیده شده كه پیامك‌هایی  به سوریان ارسال شده كه وی را تهدید نموده‌اند.«
این خبری بود كه طی چند روز اخیر، در بسیاری از سایت ها انعكاس یافت، هر چند دیرهنگام تكذیب شد، اما وجود چنین فضایی سابقه داشته و ادامه دارد. در زمان انتخابات، وقتی مجری شب های ماه رمضان، به حمایت از یكی از كاندیداها پرداخت، بسیاری به او خرده گرفته و در بسیاری از سایت های خبری و تحلیلی به او پرخاش شد.
خودرو حسین رضازاده كه در جریان انتخابات به حمایت از دكتر احمدی نژاد اعلام نظر کرده بود، در بزرگراه مورد تهاجم عده ای اراذل و اوباش قرار گرفت و خسارت دید.
محمد رضا شریفی نیا، بازیگری كه به دلیل نقش های طنز، مورد اقبال مردم است، به دلیل گفته شده، مورد توهین های بسیاری قرار گرفت بی شک نخبگان جامعه، كه پایبند اصول و اعتقادات اخلاقی و انسانی هستند، همواره نسبت به آینده ی جامعه ی خویش، بیش از توده ها باید حساس باشند. به موازات این حساسیت، اگر صادقانه و عاقلانه باشد، میزان تاثیرگذاری هم افزایش می یابد. میزان شفافیت در عملكرد، تلاش مثبت و سازنده، توجه به زندگی سالم و درجه ی تاثیرگذاری صحیح در جامعه، از جمله شاخص های نشان دهنده ی حساسیست درست نخبگان است كه در صورت بروز چنین فاكتورهایی، یك نخبه خواهد توانست همواره بر محیط پیرامونی خود اثرگذار باشد.
اگر به جامعه ی كنونی خود بنگریم، تاثیرگذاری رهبران جریان های فكری، وابسته به پایبندی آنها به شعارهایشان در عمل و صراحت در اجرای آنهاست. در صورتی كه صداقت و صراحت در رهبری جریانی جمع بشود، همراهی آن با پشتوانه ی نظری قوی خواهد توانست آن شخصیت را محبوب و مورد توجه قرار دهد. نخبگان به دلیل آگاهی
جامع تر نسبت به شرایط جامعه ی خود، در اعلام موضع و سوگیری های مختلف می توانند با بصیرت بیشتری قدم بردارند و به همین دلیل است كه می بینیم در انتخابات های پیشین، چقدر سرمایه گذاری بر روی جلب حمایت نخبگان علمی، فرهنگی و هنری برای ربودن گوی سبقت از سایر رقبا وجود داشت. این سرمایه گذاری كه در انتخابات گذشته، به مراتب بر ابعاد آن افزوده شد، آسیب هایی دارد كه باید آن ها را بررسی كرد و به دفع و رفع آنها پرداخت.
در انتخابات گذشته، شاهد بودیم كه با وجود حمایت غیر قابل تصور از یك كاندیدا توسط برخی نخبگان، هدایت شده حمایت توده ای قوام نیافت و مردم نخواستند با این تفکر همراه شوند. علت یابی این پدیده كه در چند انتخابات پیشین به وضوح خود را نمایان كرد، نشان دهنده ی عدم اعتماد مردم به برخی نخبگان خاص اندیش است.
نخبگان برای آنكه بتوانند در صحنه های مختلف تاثیرگذار باشند، باید درد آشنا باشند و با فراست عمل كنند. اگر نخبه ای دردآشنا نباشد، وجهه عملكردیش از مردم جدا می شود و اگر با فراست و زمان شناسی همراه و مستند نباشد در دام سیاست بازی ها گرفتار می آید. در انتخابات هر دو اشكال بر بخشی از نخبگان ما واردشد.
این طیف از سویی درد مردم را نمی دانستند و از سوی دیگر به دلیل عدم تحلیل صحیح مسائل سیاسی، توسط بخشی از صحنه گردانان سیاسی به بازی گرفته شدند. و الحق از این افراد بازیگران خوبی ساختند.
اگر نگاهی به نخبگان مورد پسند جامعه ی ایرانی بیندازیم، لحاظ این دو عنصر را در سلوك اجتماعی و سیاسی می توانیم نظاره كنیم. حضرت امام خمینی(ره)، تختی ها، چمران ها، وهزاران شهید که به حق نخبه ترین عنصر ما در تاریخ انقلاب هستند نمونه های بارز، روشن اندیشی نخبگان و شناخت صحیح آنان است.
در چند ماهه ی اخیر و به خصوص در مورد انتخابات بعضی سخنان و تحلیل هایی كه از سوی برخی که یدک نخبگی را دارند مطرح می شد، بسیار سطحی تر از آن بود كه توسط بخش های فرودست ارائه می شد. به سیاست شناسی و اكتساب » بصیرت«، نیاز قهری و قطعی این بخش از نخبگان است كه در صورت غفلت از آن، سرخوردگی های اجتماعی انتظار آنان را می كشد. در بین نویسندگان اگر نگاهی به وبلاگ » محمد نوری زاد « بیندازید، آثار این سرخوردگی را به وضوح می توانید مشاهده كنید. علاوه بر عدم تاثیرگذاری نخبگان بر توده ها و سرخوردگی آنان، عدم اعتماد و دل زدگی مردم ، آسیب دیگری است كه این قشر را مورد هدف قرار داده است.
به طور مثال وقتی خواننده ای مثل محمد رضا شجریان، كه در بین سنتی خوان ها، جایگاه مقبولی داشت،که متاسفانه در مقاطعی موضع گیری های سیاسی غیرمقبول نمود و پس از آن با كمال تاسف به مصاحبه با شبكه ی صدای بیگانه پرداخت که  بر بخشی عظیمی بر مخاطبانش تاثیرات منفی گذاشت و موجب شد تا بخشی از جامعه نظر منفی نسبت به او پیدا كنند.
اگر وی با امعان نظر بیشتر و همه جانبه نگری فراتری به مسائل می نگریست، اگر دید درستی به بیگانگانی مانند شبكه مورد نظر داشتیم، حتما با دقت و ظرافت بیشتری عمل می شد.
 هر چند روشن شدن شعارهای غیر واقعی عده ای در دفاع از میهن پرستی، از بركات این انتخابات بود، اما بخشی از نخبگان به واقع فریب خوردند. فریب خوردنی كه به قیمت لطمه به خود و مردم تمام شد. اگر نخبگان آگاه مغناطیس سیاست ورزیشان به سمت منافع ملت و انقلاب می بود، هیچگاه اتفاقات ناگوار بعد از انتخابات، روی نمی داد.
در هر حال لزوم اندیشه شناسی و بازاندیشی در چگونگی سلوك سیاسی نخبگان، از واجب ترین وظایفی است كه بر عهده ی آنان است. اندیشه ورزی صحیح و اعمال آن از مهم ترین وظایف نخبگان است كه باید به آن پرداخته شود. گذشته از این مطلب، نكته ی دیگری نیز در این انتخابات و موضع گیری های برخی نخبگان قابل بررسی و  تعمق جدی است. نشانه های بی نشان از بد اخلاقی است موجب می شود صدای پای دیكتاتوری پنهان را در فضای سیاسی جامعه مشهود و ملموس باشد. عناوین ابتدای مقاله در خصوص تهدید و برخورد با دسته ای از فرهیختگی كه به حمایت از دولت اسلامی پرداخته بودند، بیانگر این نكته است.
رفتار دوگانه ی مثلا طرفداران آزادی بیان و عقیده، در زمانی كه نظری برخلاف تبلیغات  خود ارائه می دهند، نشان دهنده ی صدق نیت آنان نیست و روشن كننده ی تعریف حقیقی آنان از آزادی اندیشه  را در بر دارد.
یك سایت نزدیك به اصلاح طلبان، وقتی تهدید فرنگی كار ایرانی- كه بعدها تكذیب شد-  را متوجه شده است، به جای تحلیل منطقی، به تقبیح عمل وی پرداخته و خود وی را مسبب اینگونه برخوردها خوانده است.
جالب توجه است كه حمایت بخشی از نخبگان با گرایش های ویژه هیچ اشكالی در بر ندارد، بلکه گفتگو و مصاحبه با شبكه های خارجی  ضد مردم و نظام و نهایتاً اسلام و ایجاد بلوا و آشوب در نظر این اقدامی مثبت تلقی، اما به محض اینكه تعدادی از نخبگان بنا به تشخیص خود از شخصی، مخالف با سلیقه آشوب طلبان حمایت كرده اند، تمام اتهامات دنیا متوجه آنان شده است. این پارادوکس سیاسی است و  روزهای بعد از انتخابات، روزی نگارنده در وسیله عمومی كه درد دل راننده باز شد، گفت: با وجود رای دادن به احمدی نژاد، جرات ندارم هنگامی كه مخالفان ابراز نظر می كنند، صحبتی بكنم. گویا یك بار كه این راننده ی بخت برگشته، از نظر خودش سخن گفته بود، به شدت مورد توهین قرار گرفته و تصمیم داشت دیگر سخنی در این باره نگوید. این فضای استبدادی و خودسالاری، در شرایطی برای طرفداران نظام و دولت وجود دارد، كه طرف مقابل بدون هیچ واهمه ای افترا می بندد، تهمت می زند و در سایت های داخلی و خارجی،  و دیگر رسانه ها بر هجوم تبلیغاتی و دروغ پراكنی ادامه می دهد این عملکرد نسب به برخی اصلاح طلبان و سبزها، در طی چند وقت اخیر، نه تنها نشانگر عدم پایبندی آنان به الگوهای اخلاق اسلامی است، بلكه در تضاد كامل با شخصیت غیرمقبول است كه برای خود ترسیم نموده اند.
وقتی شعار : » زنده باد مخالف من « و شعارهای دیگری بدین مضمون توسط یک جریان سر داده می شد، هنگامی كه اندیشه های لیبرالی شالوده های اندیشه ها را تشكیل داد،وقتی لبخندهای ملیح در ستایش آزادی زده می شد و روزنامه های مختلف این اندیشه های کوچک با عناوین » آزادی « سر بر می آوردند، كمتر كسی از حامیان عام آنان، چنین آینده ای را برای آنان تصور می كرد.
آینده ای كه شعار زیبا و رنگین آزادی، تعریفش تنها در حیطه ی منافع خود باشد. دیكتاتوری مستبدانه ی جریان تعریف و بازخوانی شده، نكته ای است كه پس از سال ها از آغاز انقلاب، تداعی كننده ی همان روزهایی است چند ماده ای امام (ره) به نخست وزیر وقت- كاندیدای مورد حمایت سبزها- در اصلاح امور وجود داشت. تبلیغ وسیع صورت می گیرد اما عدم پایبندی به فرامین امام(ره) توجه نمی شود و صرفاً به شعارهای خوش رنگ ولعاب هر روز دامنه ی وسیع تری را می یابد شبیه آفتاب پرستی و آفتابگردانی و اعمال سیاست در حوزه منابع و آفتاب پرستی سیاسی یكی از اشكالات اساسی جریان اصلاحات است كه عدم اقبال مردم به آنها نشانگر بروز برونی نفاق در كالبدها وشعارهای آنان است.


تمامی حقوق اين سايت محفوظ است | روزنامه ابوذر
?