تبليغاتX
روزنامه ابوذر

روزنامه ابوذر
 
پایگاه اینترنتی روزنامه ابوذر
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389 توسط ابوذر
قرآن مجيد مي فرمايد هنگامي که سه عامل دست به دست همديگر دهند موجب فتنه ي مذهبي مي شود. يکي از اين عوامل، عوامل بيگانه يا کفار و مخالفين ايدئولوژيک انقلاب مذهبي هستند. قرآن بارها تذکر مي دهد که دشمنان شما، شما را به بازگشت به زمان قبل از انقلاب فرا مي خوانند، آيات زيادي در اين باره هست که فهرست وار عرض مي کنم.
قرآن در مورد منافقين و کساني که اعتقاد واقعي به اسلام ندارند مي فرمايد اينان از عوامل فتنه هستند، مي فرمايد ما قرآن را بر تو نازل کرديم آياتي محکم است و آياتي متشابه آن هايي که در قلبشان انحراف وجود دارد تلاش مي کنند تا با دستاويز قرار دادن آيات و با تاييد آن ها ايجاد فتنه بکنند.
و يکي ديگر از عواملي که قرآن تصريح مي کند که نقش بسزايي در ايجاد فتنه دارند دنيا پرستان و هواي نفس پرستان هستند که شايد يکي از عوامل مهم فتنه ها که امام علي(ع) آن را ام الفتنه مي شمارد همين هواپرستان دنيا طلب هستند که حضرت مي فرمايند آغاز همه ي فتنه ها هواهاي نفسي است که اطاعت و پيروي مي شود.
خوب وقتي که اين سه عامل دست به دست هم مي دهند، فتنه ايجاد مي شود در سه فتنه ي زمان علي بن ابيطالب هر سه عامل را به خوبي مي بينيم که در اينجا مختصراً شرح مي کنم. خلافت وقتي که به عثمان رسيد عثمان با بدعت هايي که در دين گذاشت و حزب اموي را بر جامعه ديني حاکم کرد شورش ها و قيام ها و اعتراضاتي آغاز شد.
از جمله ي اقداماتي که مومنين و صحابه ي رسول خدا انجام دادند نامه اي بود که مجموعه ي تخلفات عثمان را در اين نامه فهرست کردند و توسط عمار ياسر نزد عثمان فرستاندند عثمان به جاي پندپذيري چنان عمار را با درباريان کتک زدند که جنازه ي نيمه جان عمار را به بيرون دارالعماره پرتاب کردند وقتي که صحابه اين اقدام را ديدند نامه نوشتند به سر تا سر جهان اسلام به صحابه ي پيامبر که شما هجرت کرديد به خاطر خدا، اما در داخل مرکز حکومت اسلامي با دين پيامبر بازي مي شود و اصول دين به خطر افتاده است و آن ها را خواستند، سپاهياني از سرتاسر جهان اسلام آماده شدند به مدينه آمدند دارالعماره ي عثمان را محاصره کردند و بعد از مدتي عثمان را به قتل رساندند و بعد از آن در خانه ي اميرمومنان علي(ع) جمع شدند، به قول خود حضرت مي فرمايند که مانند يال کفتادان که نشانه از کثرت جمعيت هست که نزديک بود حسن و حسينم زير دست و پاي جمعيت له بشوند و عباي من پاره شد و به اين گونه به حضرت علي(ع) فشار آوردند و ايشان حکومتي را پذيرفت.
اولين فتنه اي که خود پيامبر پيش بيني کردند که حضرت علي در زمان حيات پيامبر نزد حضرت رسول رفته بودند و در مورد آيه ي که نازل شده بود از حضرت رسول سئوال پرسيدند پيامبر اکرم در جواب به حضرت علي(ع) فرمود اين آيه در مورد بعد از حيات من است که از امت من ناکثين (پيمان شکنان) و ستمگران و خارج شوندگان از دين با تو خواهند جنگيد، تو با آن خواهي جنگيد به خاطر اين که آن ها با قرآن مخالفت مي کنند اما نه مخالفت علني بلکه به خاطر اين که عقيده و آراء خودشان را بر قرآن تحميل مي کنند. خوب اولين فتنه توسط همان افرادي که اصرار بر خلافت علي بن ابيطالب داشتند اجرا شد (ايجاد شد)، طلحه و زبير دو صحابه ي رسول خدا و از کساني که تمام تلاششان بر رأي گيري به نفع علي بن ابيطالب بود و حتي زبير در زمان ابوبکر هم خلافت ابوبکر را نپذيرفت و ميگفت خلافت حق علي بن ابيطالب است. اين افراد آمدند و از اميرالمونين علي(ع) خواستند تا حکومت بصره و حکومت کوفه را به آن ها واگذار کند که حضرت فرمود من افرادي را در امانتي که به من سپرده شد شريک نمي کنم الا اين که به کساني که به ايمان و صداقتشان مطمئن باشم حکومت را شريک ديگري در آن نخواهم کرد. آن ها هم که فهميدند خبري نيست آمدند در مکه ام المومنين عايشه را تحريک کردند و جنگ بزرگي را به راه انداختند. به بصره رفتند و حضرت علي(ع) هم سپاهي را مهيا کردند و در بصره جنگي در گرفت و ناکثين شکست خوردند و از همان جا حضرت علي(ع) پايتخت و مرکز حکومت را به کوفه آوردند و حکومت معاويه هم به مرکز توطئه گران مبدل شد و وقتي حضرت علي شروع به برکنار کردن افراد اموي در پست هاي حکومتي کردند همه به معاويه پناه بردند و شام به مرکز توطئه عليه امام مبدل شد امام بعد از فتح بصره سپاهياني را تجهيز کردند و نماينده اي را نزد معاويه براي تسليم شدن فرستادند، معاويه امتناع کرد و بعد سپاهي را گرد آورد و آمد در حنين مستقر شد امام علي(ع) هم سپاهش را بردند در آن جا که يک سال نه جنگ و نه صلح ادامه پيدا کرد که در نهايت وقتي که سپاهيان معاويه شروع کردند به طرف علي بن ابيطالب رفت، معاويه جنگ را آغاز کرد، شب بسيار پرحادثه اي به نام ليه الحرير اتفاق افتاد فرداي آن روز که سپاه معاويه در حال شکست خوردن بودند با پيشنهاد عمرو عاص شروع کردند به قرآن را سرنيزه کردن سپاهيان بي درک امام علي(ع) امام را مجبور کردند که به جنگ با معاويه ادامه ندهند و صلح و سازش و حکميت را بپذيرد،از دل همان حکميت همان هايي که امام را تحت فشار قرار داده بودند و گفتند مالک اشتر را برنگرداني ما با شمشير خود تو را از بين خواهيم برد شروع کردند به اعتراض به اين که چرا امام حکميت را پذيرفته، سپاه امام علي هنگامي که به کوفه برگشت عده اي از اين سپاهيان خارج از کوفه ماندند و جريان فتنه ي مارغين هم از اين جا شکل گرفت.
خوب هنگامي که ما اين سه فتنه را بررسي مي کنيم، مي بينيم درست آن چه که قرآن نظريه داده و فرضيه اي که ما عرض کرديم حضور دارد، اول نقش بيگانگان شما مي دانيد که در هر سه فتنه معاويه نقش اول را بازي کرد، معاويه هم تحت تاثير نيروهاي رومي و مسيحيت روم شرقي قرار گرفته بود، بسياري از محققين بر اين قائل هستند که همان مثلث يهود، نفاق و دنيا داراني که جنگ احزاب را عليه پيامبر به وجود آورد، همان ها در شکل ديگري در زمان امام علي(ع) به وجود آمد.
محققين تحقيقات جديدي را در نقش مسيحيت روم شرقي در دربار معاويه اخيراً انجام دادند که بسيار خواندني و شنيدني است. معاويه آن چنان با مسيحيت رومي پيوند خورده بود که تا هفت سال اول حکومت معاويه اصلاً ديوان و مسئوليت هاي اداري به زبان يوناني توسط روميان نگاشته مي شد حتي معاويه پيوند زناشويي با مسيحيت برقرار کرد و ميسون از زنان بسيار نزديک معاويه بود که يک مسيحي اهل قبيله ي بني قريب بود که مادر همين يزيد هم همين ميسون مسيحي است که حتي يزد هم مشروب خواري، ميمون بازي و سگ بازي را هم به خاطر تربيت مسيحي مادرش بود که تاثيرگذار بود از جمله از افرادي که بسيار صاحب نفوذ در دربار معاويه ذکر شده در تاريخ يک کسي به نام سرجون مسيحي است که اين سرجون يکي از مشاورين حکومت مسيحي روم شرق را بعد از اين که شام فتح شد، اين مسيحي در دربار معاويه ماند و تمام مسائل اداري معاويه را ايشان اداره مي کرد و حتي تاريخ نويسان مانند ابن اثير در الکلامل في التاريخ نقل مي کند که همه کاره ي معاويه همين سرجون مسيحي بود که بعداً هم به عنوان وزير امور اقتصادي و ماليات و مالي معاويه تا زمان يزيد هم منصوب بود همين شخص، کسي است که در جريان فتنه ي کربلا هم پايش را مي بينيم، همه مورخين اهل سنت نوشته اند وقتي که خبر حرکت امام حسين از مکه به سوي کوفه رسيد به دربار يزيد بلافاصله يزيد همين سرجون مشاور پدرش را احضار کرد و از او مشورت کرد که چه کاري انجام دهد. همين سرجون به او گفت که من به عنوان مشاور پدرت مي گويم که عبيداله بن زياد را به عنوان والي کوفه منصوب کن و همين کار را انجام داد با اين که يزيد رابطه ي خوبي با عبيدا... در ابتدا نداشت به حرف سرجون عمل کرد و باعث جريان کربلا هم همين مشورت سرجون مسيحي در دربار يزيد به وقوع پيوست نقش مسيحيت روميان شرقي در دربار و در فتنه هاي سه گانه براي بسياري از مورخين هر چند که هنوز پيداست اما کم کم تحقيقاتي صورت مي گيرد که اين نقش را در حال آشکارتر  کردن است.
نقش منافقين در سه فتنه ما مي بينيم شيخ مفيد در کتار الجمل مي نويسد که وقتي که عايشه و طلحه و زبير در مکه اجتماع کردند و هسته ي فتنه را ايجاد کردند، ملحق شدند عايشه و طلحه و زبير به منافقين قريش يعني همان بني اميه که يکي از اين ها مروان بن حکم بود که به عنوان فرمانده ي سواره نظام در جريان فتنه ي بصره نقش ايفا کرد. در جريان فتنه ي اموي قاسطين هم خوب خود معاويه و عمر و عاص نقش اول را ايفا مي کردند وقتي که در جريان حکميت از امام علي(ع) سئوال کردند بنويسيم که معاويه مومن يا مسلمان است حضرت فرمود که به خدا قسم من اين ها را نه اصحابشان را نه مسلمان مي دانم و نه مومن اما هر چي مي خواهيد بنويسيد امام علي(ع) به عمر و عاص فرمود که عجيب تاريخ تکرار مي شود که همان قراردادي که بين پيامبر و پدران شما در جريان صلح حديويه نوشته شد همان قرار داد مجدداً در حال تکرار شدن است که عمر و عاص گفت شما ما را مسلمان نمي دانيد حضرت علي فرمود که کي شماها با با دشمنان خدا و کفار دوست نبوده ايد و با مومنين دوست بوده ايد که من شما را مسلمان بدانم.
در فتنه ي مادقنين باز ما جاي پاي منافقين را مي بينيم، شبث بن ربعي فرمانده جنگ خوارج شد. شبث بي ربعي يک مسيحي است که چند مرتبه اسلام آورد کفر ورزيد، در جريان فتنه ي مادقين با مادقين در ابتدا آمد و فرمانده ي جنگ شد در آخر به سپاه حضرت علي پيوست. در جريان کربلا از دعوت کنندگان و کسي بود که نامه به امام حسين نوشت و اولين کسي بود که عليه امام حسين قيام کرد و سپاه ميمنه ي ابن سعد را رهبري و هدايت کرد.
جريان دنيا طلبان و هواپرستان هم ما در اين سه فتنه مي بينيم طلحه و زبير، سعودي در کتاب مروج الذهب يک بابي دارد و يک فهرستي را از صحابه در زمان عثمان به مال و منال رسيدند ذکر مي کند از جمله صلحه و زبير مي گويد هر کدام از اين ها هزار شتر، هزار اسب و ميليون ها حرف و سخن در اسطبل هاي خود مي پروراندند، اولين کساني بودند که کاخ سازي را در اسلام بنا کردند اين ها آن قدر ثروتشان زياد بود که روزانه مداخل اموال منقول و غيرمنقولشان صدها هزار درهم و دنيار مي شد يعني يک افراد همان پرست قدرتمند ثروتمند که اولين کاري هم که خدمت حضرت علي(ع) آمدند انجام دهند حکومت از حضرت خواستند، خوب معلوم است حضرت با اين ها سرسازش نداشت.
در جريان فتنه ي قاسطين هم ما مي بينيم که معاويه عده ي کثيري را به نام حکومت کردن از جمله به عمر و عاص حکومت مصر را وعده داد و آن قدر سرکيسه را شکل کرده بود و پول پرداخت مي کرد که بسياري از صحابه ي حضرت علي(ع) هم به حضرت همين پيشنهاد کردند گفتند خوب شما هم يک خرده اي سرکيسه را شل کنيد تا مثل معاويه ياراني براي خودتان انتخاب کنيد، امام فرمود به خدا قسم هرگز چنين کاري را نخواهم کرد من هرگز پيروزي را به وسيله ي جور بر نيروهايي که من انتخاب کردم نخواهم پذيرفت.
ما در تمان اين سه فتنه، جريان خارجي، جريان نفاق و جريان دنيا طلب و هواپرست را مي بينيم.
در جريان فتنه ي سبزها باز هم وقتي که مطالعه مي کنيم مي بينيم که هر سه عنصر دست به دست هم دادند و اين فتنه را به وجود آوردند اما در اين فتنه ي سبز نشانه و حضور و ظهور بيگانگان بيش از هر جريان فتنه ي در تاريخ اسلام روشنتر و آشکارتر بود.
شما ببينيد تمام سردمداران کشورهاي غربي به دفاع و حمايت از جريان فتنه ي سبز پرداختند. آقاي اوباما با اين که همه ي تلاشش در آن زمان اين بود که با ايران رابطه برقرار کند و وارد فاز گفتگو شود و به قول خودش خواستار تغيير اساسي در روابط ايران و آمريکا بود ببينيد که چقدر از جريان فتنه حمايت مي کند علتش چه بود، علتش را خودشان مي گويند، مي گويند وقتي که ما رو به رو بوديم با يک حکومتي به نام حکومت آقاي احمدي نژاد که در مقابل غرب سرستيز داشت و حکومتي که به نام آقاي موسوي که با غرب اهل سازش بود ما بايد همه ي تلاش، توان و امکانات خودمان را فراهم مي کرديم تا از حکومت و پيروزي آقاي موسوي حمايت کنيم.در جريان درگيري هايي که به وجود آمد اوباما دوبار يا سه بار وارد بحث و مداخله ي در ايران شد و حمايت خودش را از آشوبگران اعلام کرد. وزير امور خارجه ي امريکا بارها حمايت خودش را از آشوبگران اعلام کرد. براون نخست وزير انگليس رسماً آمد گفت ما چاره اي نداريم جز اين که با آقاي موسوي بايد رابطه برقرار کنيم و حمايت خودمان را علناً از ايشان رسماً آمد گفت ما چاره اي نداريم جزاين که با آقاي موسوي بايد رابطه برقرار کنيم و حمايت خودمان را علناً از ايشان اعلام کنيم. حتي در پارلمان هلند 50 ميليون دلار تصويب کردند که از رسانه هاي فتنه گر در داخل ايران حمايت بکنند.
رئيس رژيم اسرائيلي، پرز اعلام کرد که ما تلاش مي کنيم تا يهوديان داخلي ايران را در حمايت از به اصطلاح آن ها آزادي خواهان بسيج بکنيم و حتي رهبر کنست اسرائيل يک خاخام يهويدي حمايت خودش را از اين فتنه اعلام کرد. تمام امکانات تبليغي خودشان را به جريان انداختند 6 ماه قبل از انتخابات يک تلويزيوني به نام تلويزيون BBC که قبلا راديو BBC بود، با سخنراني آقاي برون تاسيس شد و افتتاح شد که برون هم اعلام کرد هشتاد ميليون دلار براي راه اندازي اين تلويزيون براي مردم ايران هزينه کرده ايم خوب شما حتي راديوها وتلويزيون هاي خارجي مثل CNN تماماً به اختيار اين جريان (فتنه ي سبز) بود و مهم تر اين که ستاد آقاي موسوي در غيتليه وقتي که نيروهاي انتظامي ما رفتند براي انعطالش ديدند که مستقيماً تلويزيون BBC در آن جا مستقر بود و لحظه به لحظه اخبار را منتشر مي کرد که ضد انقلابيون را استوديويي که در اين ستاد درست کرده بودند دعوت مي کردند و عليه انقلابيون تبليغ مي کردند وترويج مي کردند مردم را وادار به درگيري مي کردند. دو سايت بسيار مهم يکي تويتر که يک سايت پيام رسان بود که در زمان فتنه ها گفتگوها، پيام، حک ها ومحل هاي تجمع خودشان را از طريق اين سايت اعلام مي کردند.که در زمان آغاز فتنه تويتر مي خواست خودش را بازسازي بکند و تعيرات فني ايجاد بکند را با پيام خانم کلينتون وزير امور خارجه ي آمريکا تعميرات را به تعويق انداخت تا بتواند پيام هاي فتنه گران را به يکديگر برساند و يک سايت ديگري به نام فيس بوک درست کردند که اين سايت وبلاگ درست مي کرد و در اختيار فتنه گران قرار مي داد و فتنه گران به زبان فارسي هر چه مي خواستند در آن مي نوشتند يعني يک وبلاگ فارسي براي همه ي فتنه گران بود حتي آقاي ابطحي هم در محاکماتش اعلام کرد صبح بلند مي شدم و به face boolc سر مي زدم يعني يک مرجعي بود براي فتنه گران خوب هم اکنون اگر بخواهم وارد اين بحث شوم واقعاً بحث بسياريست که حتي اين قدر دخالت هاي آمريکا زياد شد که يکي از نويسندگان آمريکا اعتراض کرد در يکي از مقالاتي که اين ها نوشتند و نوشتند چرا آمريکا بي پرده وارد جرياني مي شود که ما عاقبت آن را نمي دانيم به کجا ختم مي شود و چرا آمريکا از سوابق دخالتي خود پند نمي گيرد مگر در جريان کودتاي1332 نبود که اين آمريکا وارد شد و پيامدهاي اين دخالت هنوز ادامه دارد چرا امريکا اين گونه آشکارا رئيس جمهور، وزير امور خارجه و معاون همه در مسائل داخلي ايران دخالت مي کنند که آينده ي آن براي ما مبهم است.
آمريکا يک نهادهاي مردمي را به نام سازمان هاي مردم نهاد تشکيل داده بود که لااقل در چند کشور باقي مانده از اتحاد جماهير شوروي سابقه ي انقلاب مخملين داشتند، انقلاب ناره اي در قرقيزستان، انقلاب نارنجي در اکراين و يک انقلاب هم در گرجستان، اين ها ايجاد کردند در اين جريان فتنه ي سبز آن چنان فعال شده بودند که بنده فقط اشاره اي به بعضي از اين مطالب بکنيم ببينيد که چقدر اين ها با دقت وارد اين فتنه شده اند، جين شارک که به اصيطلاح مي گويند پدر خوانده ي جنگ نرم است که کتاب هاي مختلفي هم نوشته که چگونه ما حکومت ها را به وسيله ي جنگ نرم سرنگون کنيم قبل از اين که وارد خشونت بشويم عجيب هست يکي از پيام هايي که آقاي جين شارک براي فتنه گران مي نويسد اين است که در سايتش به مردم ايران توصيه مي کند که از رنگ سبز استفاده کنند تا يک کودتاي رنگين سبز در ايران ايجاد بشود و جالب اين است که شاگردش هم پيشنهادش اين است که کساني که مي خواهند تظاهرات کنند قرآن را روي سرشان بگيرند و در تظاهرات وارد بشوند.
به نظر بنده مي رسد که بسياري از اين آموزش ها را به نام خودشان ثبت کردند از انقلاب امام در مورد سرنگوني ايران برداشت کردند اما به خاطر خباثتشان حاضر نيستند و تاريخ اسلام را هم مطالعه کردند و اين قرآن را بر سر ها بگيريد و وارد تظاهرات بشويد قطعاً برگرفته از همان قرآن بر سر نيزه کردن معاويه است. يعني حتي آقاي برپنسکي يک پيام مي دهد که خيلي جالب است پيام در سايتش آمده است که برخي زا روزنامه هاي ما هم اين را ترجمه کرده اند و شما مي توانيد مراجعه کنيد. مي گويد که اول بايد تلاش کنيم که سپاه و بسيج را ناکار آمد کنيم و سپس اسم مي برد و پيام مي دهد آقاي فلاني و آقاي فلاني بيت امام را اسم مي برد و يکي از اصولگرايان همکار ما آقاي مطهري را از آقاي مطهري و بيت امام مي خواهم که در حرم امام بروند و تحصن بکنند به دليل اين که رژيم جرأت نمي کند با حرم امام برخورد بکند و دخالت بکند و آن ها مي توانند با تداوم تحصن خودشان رژيم ايران را وادار به عقب نشيني بکنند يعني واقعاً در ريز مسائل ايران دخالت کردند يکي از اين نهادهاي مردم نهاد به اصلاح ثروت بود که متاسفانه بايد عرض کنيم که آقاي خاتمي با ثروت که يکي از بانيان انقلاب هاي رنگي در کشورهاي اتحاد جماهير شوروي بود و مرتبه با اين نبايد و رئيس ثروت که يک يهودي صراف بود و پول فراواني در اثر تجارت دلار به دست آورد و اين بنياد را بنيان گزاري کرد آقاي خاتمي با اين بنياد و رئيس اين بنياد تماس برقرار کرد و ملاقات کرد و جريان بعد از آن بود که آقاي خاتمي آمد و آن نشان سبز را به گردن آقاي موسوي انداخت و رنگ سبز را به عنوان نمادي از جريان فتنه ي سبز در کشور ايجاد کرد.
مسئله دوم عنصر نفاق و حضور منافقين در اين فتنه بود، جريان فتنه يک مسئله ي جدي در ايران است. متاسفانه بسياري از ما هنوز اين واقعيت را مورد بررسي و تحليل قرار نداده ايم ما اين مسئله نفاق امور موشکافي قرار نداده ايم و بسياري از ضربه هايي که مي خوريم از همين ناحيه و همين جست نفاق هست عرض کردم پيامبر به امام علي(ع) فرمودند فتنه اي که ايجاد خواهد شد و با تو خواهند جنگيد بر سر تاويل قرآن است يعني نفاق نمي آيد بگويد که من کافر هستم يعني واقعاً مشکل علي بن ابيطالب (ع) در همين جا بود کساني که در روي پيامبر ايستادند شعار مي دادند زنده باد هبل زنده باد لات زنده باد ازلا و به جنگ پيامبر آمده بودند، ابوسفيان با اين شعارها به جنگ با پيامبر اکرم آمد و جنگدين با او خيلي راحت بود و تشخيص هم براي افراد خيلي راحت بود. اما فرزندان ابوسفيان با چه شعاري به جنگ حضرت علي(ع) آمده بودند، زنده باد قرآن، زنده باد پيامبر، زنده باد اسلام، براي حضرت علي(ع) خيلي سخت بود و همين بود که عده اي جزء متحرين شدند در جنگ جمل يکي از مسلمانان خدمت حضرت علي(ع) آمد و گفت من باور کنم که شما بر حقيد و طرف ديگر بر باطل است چون من نگاه مي کنم يک طرف ام المومنين عايشه زن پيامبر، طلحه و زبير از صحابه ي پيامبر و من چگونه باور کنم که آن ها بر باطل هستند، حضرت خطاب مي کند به همين مالک من هوط بعد از حضرت علي(ع) در خواست مي کنند و ي گويد که شما اجازه مي دهيد که من بروم و راه بي تفاوتي را در پيش بگيرم مانند عبداله بن عمر و سعيد بن مالک راه بي تفاوتي و گوشه گيري را در پيش بگيرم. حضرت علي(ع) فرمود که توبه پايين نگاه مي کني و چشم هايت را به آسمان و فرادست نميدوزي و عميق نيستي به همين خاطر تو متحير شده  اي اگر تو حق را مي شناختي بعد با  ملاک حق افراد را مورد ارزيابي قرار مي دادي اين طور نمي شد و اگر باطل را مي شناختي و با ملاک باطل افراد مي سنجيدي اين طور نمي شد و تو مي گويي اين زن پيامبر است و صحابه ي پيامبر هم اينان هستند و تو با اين سخن مي خواهي حق را به دست آوري و در ادامه مولا علي(ع) مي فرمايد نه مثل مالک و سعيد بن عبدا... مباش در جنگ بين حق و باطل به خاطر اين که عبدا... و سعيد نه حقي را حمايت کردند و نه باطلي را خوار کردند، معنايش اين است که در جريان جنگ حق و باطل نبايد اهل تحير باشيم و نبايد بي تفاوت باشيم، بالاخره بايد حق را حمايت کنيم و باطل را خوار و کوچکش بکنيم و تحقيرش کنيم. بسياري از اين مسائلي که واقعاً در اين فتنه پيش آمد ريشه در نفاق جديدي بود که حاکم شده بود بر بسياري از اين چرخانندگان اين جريان فتنه، کساني که دستگير شده بودند، آقاي تاجرزاده، آقاي سعيد حجاريان و ... نفاق اين ها را بايد از حلقه ي کيان به دست آورد در سال 1369 آقاي عبدالکريم سروش يک مقاله اي را نوشت به نام قبض و بسط شريعت همه ي حرفش اين بود که آن چيزي که به نام شريعت به دست ما رسيده است به اين تفکر روحانيون و علماي بوده که برداشتي از اسلام کرده اند نه خود اسلام بنابراين هيچ قداستي ندارد ما مي توانيم در برابر فتنه ايستادگي بکنيم، رد بکنيم، کلام اسلامي را رد بکنيم، چيزهايي که در جامعه به عنوان ارزش اسلامي است را رد بکنيم، احکام اسلامي را ما مي توانيم رد بکنيم و سرانجام اين شناختي که به دست ما رسيده يک شناخت تاريخي است نه شناخت واقعي از اسلام و اين يعني همان چيزي که خوارج مطرح کردند در زمان حضرت علي(ع).
يک درگيري ايجاد شد و يک بحث هايي شکل گرفت از جمله مرحوم علامه محمد تقي جعفري عليه اين فضا ايجاد شد مجله کيهان فرهنگي تعطيل شد و يک مجله اي به نام کيان فرهنگي توسط سروش و آقاي حجاريان و عده اي از اين تجديدنظر طلبان ايجاد شد، واقعاً خلاصه ي ابتدا تا انتهاي اين مجله اين است که اسلام توانايي اداره ي جامعه را ندارد ما بايد بر مبناي معرفت شناسي ليبرال اسلام را بازخواني بکنيم و چون القاعده اسلام هم سازش ندارد، نظريات ليبرال را بر اسلام تحميل بکنيم، و از آيات هم استفاده کردند اما آيات را تاويل کردند و شما بياييد شعارها و ارزش هايي را که مطرح مي کند بياييد در نظر بگيرد. در معرفت شناسي ديني بر مبناي کلراليسم تلاش مي کنند که اسلام مورد شناخت قرار بگيرد مورد معرفت شناسي قرار بگيرد يعني اين که ديگر کساني به نام روحانيت و علماي شيعي نباشند که اسلام را معرفي بکنند اين ها بايد حذف شوند و بايد هر کسي قرائت خاص خودش را مورد تجربه ي ديني قرار بدهد. و ارزش هايي را که مطرح مي کنند و اولين ارزشي را که روي آن پافشاري مي کنند سکلار کردن دين، يعني جدا کردن دين از سياست هست. همان چيزي که امام اصرار مي کردند که اسلام آمريکايي را يک اسلام غيرسياسي مي دانستند و اسلام ناب محمدي را اسلام سياسي مي دانستند تمام تلاششان اين بود که در روزنامه هاي زنجيره اي خرداد که به وجود آمد هماهنگ با اين مجله تقدس زدايي از اسلام و حتي نسبت به ائمه هم شروع کردند به تقدس زدايي کردن که نماينده ي اردبيل در يکي از نطق ها و سخنراني هاي خودش گفت که اگر امام حسين(ع) هم حاکم شود ما استيضاحش مي کنيم. يعني واقعاً به حدي يکي از نويسندگان مجله ي کيان ريشه ي نفاق در وجودش در همان زمان ها هم روشن و آشکار بود همين آقاي اکبر گنجي بود که جزء حلقه ي کيان بود همه ي مقالاتش اين است که ما چيزي مقدس در اسلام نداريم بله ديني هست که دسترسي ها به آن کم هست و بايد در آسمان ها باشد و ما هم در زمين به عرف و عقل و خرد آدميان مراجعه کنيم براي اداره ي کشورمان به اصطلاح خدا را ببريم داخل آسمان ها براي خودش خدايي کند و ما هم به عنوان خداي زمينيان در زمين قانوني وضع بکنيم و زندگي خودمان را داشته باشيم اين يک مسئله ي جزئي است و کار به سياست و اجتماع نبايد داشته باشيم حالا عجيب است که اين ها ادعاي پيروي از خط امام (ره) هم مي کنند. همه ي تلاش آن ها بر اين بود که اسلام را زا سياست جدا کنند يعني همان تجربه اي که در رنسانس به وجود آمد و چيزي از دل رنسانس به نام پروتازتانيسم به وجود آمدو پروتستان ها به عنوان يک مذهب جديد از دل کاتوليک بيرون آمد که دين را جداي از سياست و مسيحيت را فقط بردند در چارچوب کليساها و حکومت را به اصطلاح غيرمذهبي کردند البته جهان غرب هم نتيجه ي اين را ديد با همه ي ظلم ها و ستم هايي که کليسا نسبت به مردم رواميداشت و با همه ي سختگيري ها و با همه ي تفتيش عقايدهايي که هرگز در اسلام به وجود نيامده و هرگز شما نمونه اي از آن را هم نمي بينيد که ارائه بديد مخصوصاً وقتي که شيعيان حاکم بودند بازغرب ضرر کرد.
 در طول تاريخ نزديک به سيزده قرن حاکميت کليسا، طبق گفته خودشان نزديک 250/000 هزار نفر در اثر تفتيش عقايد در مخالفت با مسيحيت کشته شدند. وقتي که حکومت غيردني شد و دين در چارچوب کليسا رفت و حاکميت دست غيرمتدينين افتاد موجب به راه افتادن جنگ جهاني يعني جنگ جهاني اول و جنگ جهاني دوم شد، فقط در هيروشيما هنگامي که آمريکا بمباران اتمي کرد، 250/000 نفردر آن واحد تبديل به خاکستر شدند و نزديک 500/000 نفر دچار معلوليت ها و آسيب ها شد به خاطر اين دو بمباران اتمي بود که تا سال ها اين معلوليت ها ادامه داشت.
مي گويند در جنگ جهاني اول چهار ميليون و در جنگ جهاني دوم يازده ميليون آدم کشته شد و اين نتيجه حکومت هاي غيرديني است.
منتهي غربي بسيار زرنگ هستند غربي ها سيستم تبليغاتيشان به قدري قوي هست که شب را به راحتي روز جلوه مي دهند و روز را هم به راحتي شب جلوه مي دهند و به قول يکي از دوستان خر را رنگ مي کنند به جاي طاووس مي فروشند، خريدارهم اصلاً‌ متوجه نمي شود حتي از صدايش هم متوجه نمي شود که اين طاووس انيست.
شما نگاه کنيد امروز در اين دنيا من فقط اشاره اي به اين تبليغات مي کنم اين اسرائيل اين گونه در مقابل يک عده مردم مستضعف کشور اشغال شده چه رفتار جنايت آميزي را انجام مي دهند. آن وقت مي آيند مي گويند که ايران حقوق بشر را رعايت نمي کند، آمريکا در عراق چقدر آدم کشت و در افغانستان چقدر آدم مي کشد اما زبانشان هم دراز است و به ما مي گويند چرا شما حقوق بشر را رعايت نمي کنيد.
وقتي که ما مي گوييم چرا شما حقوق بشر را رعايت نمي کنيد، اصلاً صداي ما گم مي شود در صداهاي بسيار تکراري آن ها. اگر بخواهيد نتيجه ي حکومت غيرديني را در جهان غرب بررسي بکنيد مي بينيدکه ميليون ها ميليون جنايتش بيشتر است از دوران حاکميت کليسا بود با همة اشکالاتي که ما برکليسا وارد مي دانيم اين ها همه ي تلاششان بر اين بود که به قول خودشان پاپ را مشغول دينداري و سلطان هم مشغول حکومت داري بکند که واقعاً بايد اين را به اسلام تحميل کرد والااسلام که مکتب جهاد، مکتب مبارزه، مکتب عدالت و داراي مکتب جزايست داراي مکتب اقتصادي، اجتماعي و سياسي است.
مگر مي شود اسلام را منهاي سياست قلمداد کردف اين همه احکام سياي و جزايي اسلام وجود دارد.
خوب همه تلاششان اين بود که از اسلام يک تجربه ي مسيحيت، يک چهره ي غيرسياسي و غير اجتماعي سازند، آن ها حتي در روزنامه هايشان تصريح کردند که ما به دنبال اصلاح طلبي ديني هستيم، يعني در متن دين بايد اصلاحاتي به وجود بيايد، حتي آقاي خاتمي در يکي از سخنراني هايش براي خانم ها هم سخنراني کرده مي گويد که ما اگر بخواهيم اسلام را اجرا بکنيم بايد حکومتي مانند 1400 سال قبل تدارک ببينيم که واقعاً اين ها اصلاً نمي فهمند که اسلام که امروز 30 سال در اين کشور با همه ي دشمني ها و توطئه هاي غرب و توطئه هاي داخلي و منافقين توانسته از لحاظ رتبه ي علمي دهمين کشور در سطح جهان باشد، حتي آمريکا هم در يکي از مجلاتش نوشت که ايران دهمين کشور جهان از لحاظ علمي شده است.
کشوري که در عرض 30 سال با همه ي اين مشکلات بسياري از قله هاي علمي را فتح کرده در ناتو تکنولوژي در بيولوژيک و در همه ي مسائل علوم پيشرفته ي امروز به هرحال يکي از جاهايي که حرف جدي دارد ايران است با اين حال چطور حکومت ديني و اسلامي نمي تواند جامعه را اداره کند، 2500 سال اين حکومت شاهنشاهي بود و چقدر ما از جهان عقب افتاده بوديم و در اين سي سال چقدر پيشرفت داشتيم که الأن اسلام را کنار بگذاريم و اگر در اين کشور امروزه آزادي و اين چنين پيشرفت چشمگيري بوجود آمده به خاطر همين سي سال حکومت اسلام است.
بنابراين يکي از عواملي که حضور و بروز و پشت پرده عامل فتنه شدند همين جريان حلقه ي کيان است شما نگاه کنيد سعيد حجاريان در اعترافاتش حرف خوبي را زد و گفت: ماقبل از اين که به اسلام روي بياوريم به پوپر وافکار و انديشه هاي او مي خواستيم که به عنوان ارزش حاکم بگردانيم. عامل سوم دنيا طلبان و کساني بود که منافع خودشان را در اين فتنه مي ديدند چرا آقاي هاشمي رفسنجاني سردمداري سران فتنه را در پيش گرفت چرا جلسات فتنه در منزل آقاي هاشمي و در حضور آقاي هاشمي ايجاد مي شد يعني درست همان حرفي که اوباما مي زند، اوباما مي گويد ما بايد تلاش کنيم ، که حکومت آقاي احمدي نژاد که يک حکومت تندرو و کمتر باعزاهل سازش هست را از بين ببريم و يک حکومت را که بيشتر اهل سازش با غرب هست را روي کار بياوريم، آقاي هاشمي هم همه ي ايده اش در جريان فتنه برهمين عنوان است نه احمدي نژاد، براي اين که احمدي نژاد نباشد آمد در جرياني قرارگرفت که آن ها خودشان آقاي هاشمي را سکه ي يک پول کرده بودند چه کسي عالي جنابان سرخ پوش و خاکستري را در روزنامه هايشان مي نوشتند؟ چه کساني آقاي هاشمي را آنچنان لجن مال کردند که به نفر سي ام در انتخابات هم رضايت ندادند و آقاي هاشمي را مجبور کردند که عقب نشيني کند چرا اين گونه شد به خاطر اين که متأسفانه آقاي احمدي نژاد منافع بسياري از کساني که حکومت را ملک تلق خودشان عيول خودشان مي دانستند دست هاي آن ها را قطع کرد به خاطر اين که ارزش هايي را پافشاري کرد که اين ارزش ها با احياء شأن ريشه آن ها را در حکومت سست مي کرد.
مي بينيد که آقاي هاشمي که يک روز از ياران امام (ره) بود از کساني بود که به عنوان سمبل انقلاب و مبارزه عليه استکبار و عليه استبداد ما حيثنا ختيم تجمع مي کرد با موسوي و خاتمي و کروبي که تلاش بکنيم که انتخابات را باطل بکنيم، مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه ي قبلي ملاک را مشخص کردند و نمي خواستند مشابهت سازي بکنند که بعضي ها گفتند تشابه سازي ، بلکه مقام معظم رهبري مي خواستند يک منطقي را ارائه دهند، منطقي که از مکتب امام (ره) گرفته مي شد و آن اين است که هرکسي را بايد با وضعيت فعليش سنجيد اشتباهي که در جريان فتنه بوجود آمد اين بود که عده اي از مؤمنين وعده اي از مسلمانان به اعتبار اين که آقاي موسوي نخست وزير زمان امام و نخست وزير دوران جنگ بود به آقاي موسوي رأي دادند و ما هرچه فرياد زديم گفتيم که پشت سرآقاي موسوي را نگاه کنيد ببينيد که چه کساني قرارگرفته اند، همان ريشه هاي نفاق همان کساني که فتنه ي 18 تير را به وجود آوردند همان هايي که 8 سال تمام در اين کشور بنام دوم خرداد در اين کشور بحران ساختند، هرچقدر تلاش کرديم هيچ کس توجه نکرد حتي دوستان اصولگراي ما هم به ما حمله کردند و گفتند داريد تندرويي مي کنيد چرا مي گوييد که آقاي موسوي را بيابيد بازخواني و بازنگري کنيد که پشت سرش چه کساني قرارگرفته اند و متأسفانه عمل نشد و مقام معظم رهبري در خطبه هايشان همين مسئله را بيان کردند که بايد وضعيت فعلي افراد را در نظر داشته باشيم، امام (ره) هم در وصيت نامه شان فرمودند من در ابتدا از خيلي ها تعريف کردم اما بعداً خودشان را نشان دادند افرادي مثل بني صدر همراه امام (ره) بودند افرادي مثل آقاي قدس زاده همراه امام (ره) آمدند افرادي مثل آقاي شيخ علي آقاي تهراني از ياران و همراهان امام (ره) بودند.
آقا شيخ علي تهراني کسي بود که بنده رئيس دادگاهش بودم و ايشان را محاکمه کردم که از همين استان کرمانشاه وارد کشور شدند که ما ايشان را در تهران دستگير کرديم، آقاشيخ علي تهراني مي گفت که امام (ره) به من مي گفت چشم روشني يعني وقتي که امام (ره) مرا مي ديد خوشحال مي شد با عرض پوزش بايد بگويم که همين شيخ علي آقا تهراني در راديو بغداد گفت: که امام (ره) يهودي است وقتي که من از شيخ علي پرسيدم علت اين حرفت چه بود.
گفت: که در جنگ جهاني دوم هيتلر شروع به بيرون کردن عده اي از يهوديان که عده اي از اين يهوديان به هند رفتند که احتمالاً پدربزرگ امام (ره) يکي از اين يهوديان بوده است که من به شيخ گفتم مرد حسابي جنگ جهاني دوم بايد لااقل صدسال پيش اتفاقي مي افتاد که پدربزرگ امام (ره) جزء آن يهوديان هجرت کرده به ايران باشد و اين در حالي است که جنگ جهاني دوم خيلي زودتر اتفاق افتاده است خوب شيخ علي آقا تهراني آدم متکبري بود و به من گفت بچه تو محاکمه ات را انجام بده و کار به اين کارها نداشته باش خوب واقعاً اين ها کساني بودند که با امام (ره) بودند اما امروز شمشيرشان را عليه امام کشيدند وقتي که جنگ جمل پيش آمد و سر زبير را با شمشير قطع کردند و خدمت حضرت علي (ع) آوردند حضرت گريه کرد و فرمود:‌ والله اين شمشير چقدر غبارهاي غمي از پيشاني پيامبر زدود.
وضعيت فعلي افراد بايد ملاک قرار گيرد. بله اگر وضعيت فعلي افراد خوب بود در خط بودند وضعيت سابق هم افتخاريست که برافتخارات افزوده مي شود، اما قرآن چيزي به نام حبط عمل را دارد کسي که کفر بورزد، ناسپاسي و ناشکري کند اعمالش حبط مي شود و خط قرمز کشيده مي شود برهمه و اعمالش که انجام داده بود، بنابراين، اين ملاک را بايد در نظربگيريم.
خلاصه ي مطلب اين که قرآن سه عنصر را به عنوان عوامل فتنه معرفي مي کند که يکي بيگانگان، دومي منافق و ديگري دنياطلب و هوسباز، اين ها جمع مي شوند و فتنه را به وجود مي آورند ما اين سه عنصر را در سه فتنه ي دوران حضرت علي (ع) نشان داديم، هر سه عنصر در فتنه ي 88 يا فتنه ي سبز به خوبي روشن و آشکاراست اما فايده ي اين فتنه را هم عرض کنم که با همه ي اين سختي ها با همه ي اين مرارت ها و با همه ي خسارت‌هايي که فتنه ي سبز برما تحميل کرد اما بدانيد انقلاب ما قوي تر و ثابت قدم تر شد به دليل اين که از دل اين فتنه بسياري از همين منافقين نفوذي مثل مار که پوست مي کند، کنده شدند و از جريان انقلاب خارج شدند خودشان را نشان دادند.
امام محمدباقر فرمودند: آن کسي که شما انتظارش را مي کشيد به خدا قسم نمي آيد تا اين که شما آزمايش بشويد اين قدر آزمايش شويد و اين قدر دچار فتنه شويد تا اين که انسان هاي کمياب و نادر و پاک باقي بماند و در اين فتنه خيلي از بچه هاي ناشناخته ، نويسندگان خوش فکر، فيلسوف معاب از درون فتنه زاييده شدند و بيرون آمدند و واقعاً يک زايش بود گرچه زايش چيز سختي است مشکلاتي دارد ولي ظهورش يک کودک زيبا و نشانه ي اراده ي الهي است اين فتنه مانند زايشي بود، سختي داشت اما يک کودک زيبايي از درون اين فتنه متولد شد.
مردم قدر رهبري را بيشتر شناختند، عظمت رهبري در اين فتنه بيشتر روشن شد، خيلي ها نسبت به رهبري بي‌تفاوت بودند اما امروز خيلي از اين بي تفاوتي ها نسبت به رهبري با تعصب هستند و علتش اين بود که ضرورت درايت را اين فتنه نشان داد که اگر نبود رهبري اين طوفاني که وزيد خيلي اين درخت ها را از ريشه در مي آورد اين درايت رهبري بود که اين شجره ي طيبه را ثابت قدم و استوار نگه داشت بدانيد که همين دشمنان شما همين آقاي سروش مقاله اي را اخيراً نوشته است که نوشته به رهبري آيت ا... خامنه اي بايد احسنت گفت چنان از اين فتنه گذرکرد که همه ي بحران ها را پشت سرگذاشت مانند امام دشمن هم به درايت رهبري اعتراف کرد.


تمامی حقوق اين سايت محفوظ است | روزنامه ابوذر
?