تبليغاتX
روزنامه ابوذر

روزنامه ابوذر
 
پایگاه اینترنتی روزنامه ابوذر
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 توسط ابوذر
26 مرداد ماه سال 1369 بود که یکباره طنین شادی بخش این جمله سراسر ایران اسلامی را پر کرد: "آزادگان آمدند"!
   
درست 20 سال پیش در چنین روزی اشک و آه و شادی و شوق در هم آمیخته بود و در آن روز داغ و سوزان نیمه تابستان، پیر و جوان و زن و مرد در جشن فرود 43 هزار پرستوی مهاجر بر بام میهن سر از پا نمی شناخت.

آزادگان آمدند، با پاهای تاول زده و سینه های زخم خورده از تازیانه نامردی ها ، از روزهای شکنجه و گرسنگی و شبهای ناله در سلولهای الرمادی ، تکریت و ابوغریب ، از سالها مرارت و رنج و انتظار و افتخار.

چه پرستووار آمدند با دلهای سپید و چهره های نورانی، از آن سوی گریه و زمزمه های بارانی.

آزادگان آمدند و اینبار تقویم کهنه وطن که از شمارش هشت سال هجران و انتظار ، نفسش به شماره افتاده بود ، برگی نو از شوق دیدار و شادی وصل را به خود دید.

راستی چه زیبا بود لحظه دیدار ، لحظه بازگشت غرورآفرین پرستوها ، لحظه ای که عطر معطر اسفند در هوای وطن پیچید و گل های صلوات یک یک نثار قدم های مردان مرد تاریخ می شد. مادرانی که هشت سال پشت ابرهای سیاه گریه پنهان بودند اینبار آغوش گرمشان را بر روی عزیزشان گشوده و باران بوسه و اشک شوق باریدن گرفته بود.

پدران دل خسته از پس سالها فراق و انتظار، یعقوب وار ، یوسف گم گشته شان را که با نشان افتخار پایمردی و مقاومت به کنعان وطن باز آمده بود در آغوش می کشیدند و چشمان کم سو را به نور عزیزشان روشن می کردند.

کودکانی که از پدر شاید تنها ، خاطراتی گم شده در میان بغض و آه مادر و قاب عکسی کهنه می شناختند امروز ناباورانه در نوازش های صبور مردانی فرو می رفتند که اسطوره مقاومت می نامیدندشان و به راستی چهره های زخم خورده شان نشان سرخی از شجاعت و پایداری داشت.

آزادگان آمدند و در آغوش پر مهر وطن بغضی که سالها در گلویشان محبوس بود شکست و اشکی که سالها دشمن در حسرت دیدن آن سوخته بود بر دامان پر مهر وطن ریخت و در میان اشک و شوق و دلداری سفره دلهایشان را از خاطرات مهر و موم اسارت و سالهای رنج و انتظار و توکل گشودند.

این اسوه های صبر، چه صبورانه از رنج اسارت سخن می گفتند و از لحظه هایی که لبریز از مقاومت و پایداری بود. آنها رمز تحمل دوران پر مشقت اسارت را تنها در اتکا به خداوند و پشتوانه انقلاب اسلامی و دفاع از اسلام و انقلاب عنوان کردند و با همان شجاعت و پایمردی که در جبهه های جنگ از خود نشان دادند توانستند سالهای اسارت را به پایان برسانند.

آزادگان سرافراز در بیان خاطرات سالهای اسارت از توکل و امید به عنوان رمز موفقیت نام می برند و از غافل نبودن از نماز حتی در سخت ترین شرایط و برگزاری نمازهای جماعت و مجالس دعا و فراگیری علم و دانش به منظور حفظ و تقویت بنیادهای فکری و جسمی شان سخن می گفتند.

آنها اسارت را صحنه دیگری از مقاومت و پایداری عنوان می کنند و معتقدند جنگ در دوران اسارت برای آنها پایان نیافته بود بلکه به جبهه دیگری منتقل شده بود که چه بسا امتحان سخت تری بود.

دوری از وطن و خانه و خانواده، باران شکنجه های جسمی و روحی، حبس شدن در جعبه های فلزی زیر نور آفتاب، شلاق خوردن با کابل سیمی و نداشتن لباس مناسب تنها گوشه هایی از خاطرات تلخ دوران اسارت رزمندگان جان بر کف اسلام در دست غاصبان رژیم بعث است که دلهای هر انسان آزاده را به درد می آورد و سرها را در مقابل این همه صبر و استقامت به تعظیم وا می دارد.

همه اینها میسر نمی شد مگر با نیروی لایزال الهی که در وجود این اسوه های صبر و استقامت و مردانگی جاری بود.

و امروز با گذشت 20 سال از آن روز ها هنوز فریاد جانانه 43 هزار پرستوی مهاجر که پس از سالها رنج و انتظار و مقاومت در 26 مرداد ماه سال 1369 از طریق مرز خسروی به وطن باز گشتند در گوش جهانیان طنین انداز است که با دلهایشان یکصدا می سرودند: همه جان و تنم، وطنم، وطنم، وطنم...


تمامی حقوق اين سايت محفوظ است | روزنامه ابوذر
?