خطوط شکننده سیاسی گاه ثغور دوستی ها را نیز خدشه دار می کند، واضح تر باید گفت که برخی اختلاف برداشت ها و سوء تدبیرها می تواند منشاء اختلافات وسیع و سرگردانی همراهان یک جریان فکری باشد، متأسفانه در استان کرمانشاه از ابتدای انقلاب اسلامی، آتش تفرقه گروه گرایی و باندبازی و باندسازی، بستر توسعه استان را به طور جدی خدشه دار نموده است.
بسیاری از مدیران متعهد اجرایی استان هم که گاه از یک جریان خاص فکری بودند، دغدغه این مهم را داشتند، تاریخ سه دهه کرمانشاه نشان می دهد که این استان همواره از یک بستر برخورد رنج برده و دود آن به چشم مردم این دیار رفته است البته این به آن معنی نیست که ( نقد ) و یا (اختلاف سلائق) مطلوب نیست، بلکه اعتقاد داریم که (نقد) صالحانه و اختلاف سلیقه ( مصلحانه) خیرکثیراست، خیری که ابعاد آن در عملکرد درست به نقد و نه انتقام باید جست،
علی ایحال و اگر نخواهیم گذشته نامطلوب و نامیمون سیاسی را نبش قبرکنیم، امروز کرمانشاه در دولت نهم و دهم که رویه
خاصی به عنوان مدیریت بومی شکل گرفته بخواهیم بررسی کنیم از ابعاد مختلف بردولتمردان و نیروهای سیاسی اشکال جدی وارد است.
اولین اشکال جدی عدم درک موقعیت همدیگر است. قصد نداشتم نام و نشان ببرم ولی ناچارم بگویم بالأخره ( بهروز همتی) نیروی ناشناخته ای نیست، بهروز همتی ، نیرویی اصولگرا، متدین، انقلابی وایثارگر است، خود ستیزی ما او را از کرمانشاه به خراسان جنوبی کشاند، خود ستیزی سیاسیون ما او را از رفتن به مجلس بازداشت، خود ستیزی سیاسی و بی ریشه ما او را تخریب کرد و بالأخره خودستیزی سیاسی درکرمانشاه می رود که کارهای دیگری را به انجام برساند، صد البته، ما هم به ایشان نقد داریم، نقد به رقت قلب سیاسی ایشان نقد به حوزه راهیابی افراد به عنوان جذب به حیطه هایی که آن
قابلیت ها را ندارند وبالأخره محرم نیستند و بارها چوب آن را خورده ایم.
اما نمی توان از حاج بهروز همتی در کرمانشاه گذشت، سوابق سیاسی و انقلابی و تعهد ایشان به عنوان ، کسی که اهل معامله سیاسی نیست، کسی که منافع خود را برمصالح نظام ترجیح نمی دهد.
کسی که علی رغم تنهایی یک تنه
می ایستد و به تکلیف انقلابی و ولی شناسانه خود عمل می کند، این حاج بهروز است، بدون شک در این مقوله رویکرد ابوذر، رویکرد تملق نیست، چون تعلقی برآن نمی بینید، از سوی دیگر برادران دلسوز و متدینی وجود دارد که در مسیر انقلاب خون دل ها خورده اند، برادران خوب و متعهد و صاحب نامی هستند، نام نیک آنان در خطه غرب کشور قابلیت
ویژه ای دارد.
این برادران خوب که عمدتاً هم خادمین بدون غل و غش بوده دچار یکتابوی فکری شده اند که هیچکس به اندازه آن ها دلسوز کشور نیست، نقد اساسی به آنان محدود شدن در چنبره های غیرکارشناسی و عمدتاً غیرتوجیه به مسائل کشورند، انتصاب هر دو گروه به رئیس جمهور هم مزید برعلت شده، گرچه باید اذعان کرد در این مسئله به نماینده سیاسی دولت یعنی استاندارکرمانشاه ایراد جدی و نقد اساسی وارد است. وقتی این جمع ( محق و متعهد) را نمی توان حول یک محور آورد و از نیروها و توان آن ها استفاده اساسی نمود، قطعاً باید آسیب ها به استان روی آورد، اگر ستادهای دکتر احمدی نژاد متعدد اما متعهد بوده اند، دلیلی بر تفرق بعد از پیروزی وجود ندارند، اگر قرار باشد ستادها به میدان سهم خواهی و مطالبات طلبی و مبانی مبارزات بی بنیان تبدیل شود، روند
اصلاح طلبی افراطی با اصولگرایی معقول چه تفاوتی دارد.
متأسفیم که اعلام کنیم برخی از اصلاح طلبان نان از سفره اصولگرایان می خورند و خادم بی چون و چرای جریانات علیه نظام و رهبری هستند، برخی از مدیران اجرایی ما علی رغم بارها هشدار وابسته به جریانی هستند که توسط فلان نماینده شارژ می شود و با کمال تأسف مسئولین استانی مادر مقابل
( اراده تحمیلی) خارج از سیستم برای حفظ و بقای خود تسلیم محض اند، این یکی از دستاوردهای ( تفرق) بین نیروهای ( خودی و مؤمن است) نیروهای خودی و مومنی که در ستادهای آقای رئیس جمهور فعالیت خالصانه نموده، و خارج از حوزه منفعت طلبان
( اپورتونیست« به میدان آمده اند نیروهایی دارای بلوغ فکری، سیاسی بوده و هستند و این نیروها امروز باید در عرصه عمل به منویات دولت حساسیت ویژه داشته باشند که بازهم فردا، مدیرانی برسرکار نیایند که بعدها معلوم شود پل ارتباطی ( فلان نماینده) برای انتخابات، یا فلان جریان ( برای گزارش گیری بوده) و یا فقط بدنبال منافع شخصیخود
بوده اند و بس.
نگارنده علی رغم ارادت به مجموعه سیاسی استان، از روحانیت معظم آن حضرات آیات، نجومی، علما، ممدوحی و علمای ارزشمند استان استدعا و انتظار داریم که با شأنیت ولائی خویش اجازه ندهند این موضوع و اختلاف نظرهای برادران متعهد به نظام ریشه دارتر شده و باعث آن شود که ( فرصت طلبان) در سایه دستاوردهای انقلاب گردهم آیند و (حماله الحطب های )سیاسی بر این آتش
( هیمه نفاق نهند) بالأخره ستادهای ریاست جمهوری حاکمیت ملوک الطوایفی سیاسی ندارند، و یا جدای از آن جایگاه های دعواهای سیاسی را هم بالطبع نمی توانند داشته
باشند.
اگر قرار است نوبت همدلی ها باشد قبل از جذب نیروهای خارج از گود، بیائیم و نیروهای ( داخل گود) را بررسی و جذب و همدل نمائیم، بی شک آتش اختلاف بیش از پیش به نفع آنانی است که فرصت طلبانه به دنبال طعمه و طعامی هستند که با آن ارتزاق سیاسی کنند.
نماینده سیاسی دولت وظیفه ذاتی دارد در جهت این همسویی، تمام توان خود را به کار بسته و زمینه را برای وحدت، همدلی، همسویی و هم هدفی، برای خدمت به مردم فراهم آورد.
نباید اجازه داد که در سایه ایجاد تفرق و جدایی نیروهایی برسر کار آیند و به مردم تحمیل شوند که حاصل آن عدم توافق
جریان های سیاسی استان است.
متأسفانه در استان ما این (مْد سیاسی) پدید آمده که ابتدا دعوا می کنیم، بعد از انتصاب ها هم ( دعوا) ادامه دارد، پایان عمر و کارنامه طرف هم ( دعوا) و محاسبه، چرا از اول محاسبه نکنیم، هم اندیشی نداشته باشیم و همفکری و همسویی را در جهت همدلی و وحدت بکارنبندیم که عدم اتفاق ما دود آن به چشم مردم نرود، مردم شریف ما چه گناهی دارند که باید چوب دعواهای ما را بخورند.
اما سخن آخر
با نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی که بحمداله در این دوره گرایش سیاسی آنان مشهورتر از گذشته است این عزیزان شأنیت سیاسی و اجتماعی آنان برگرفته از ولایت خواهی منتج به رأی مردم است، رأی مردم جهت اسلامی و ولایی دارد. از امروز و در این دولت نمایندگان محترم قطعاً و قویاً باید در جهت خدمت به مردم به میدان آیند، برخی از نمایندگان مجلس در غرب کشور متأسفانه برای انتخاب مسئولین شهر و استان از هم اکنون ( ستاد انتخابات) را مدنظر دارند و به
فکر آرا آینده خویشند، این تفکر، تفکری غیرمردمی و غیر ارزشی است، دولتمردان ضمن این که باید و قطعی نظر نمایندگان را برای انتخاب بهترین خادمین به مردم اخذ
می کنند باید به این مهم توجه کنند که تفکیک قوا، امری روشن است، نظر و نیاز نمایندگان به نیروهای لایق، خادم، خوشفکر و ولایی، امری بدیهی است ولی اگر هرکس زودهنگام کلید انتخابات بعد را بزند و از هم اکنون به فکر ( جلب و جذب آرا)باشد و یا (تدارکاتچی) انتخابات شود، این راه از ابتدا به ترکستان است.
لذا باید نمایندگان متعهد خود را از این آسیب حفظ کنند و در قبال نمایندگان که چنین می اندیشند، شایسته نیست قوه مقننه جای قوه اجرائیه نیستند تسلیم تصمیماتی شود که قوه مقننه نه در آن حوزه مسئول است و نه پاسخگو. شایسته نیست.
قوه مقننه براجرائیات استان سایه بیندازد زیرا طرف محاسبه قوه مجریه است و در نهایت این که همدلی همه نیروها برای ساختن استانی، آباد و متمتع از نعمات نظام، آرزوی همه دلسوختگان و از وظایف ذاتی مسئولین است و نمایندگان مجلس نیز از این قاعده کلی نظام مستثنی نیستند.





