تبليغاتX
روزنامه ابوذر

.
 
.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم شهریور 1389 توسط ابوذر

این روز‎ها بیش از هر زمانی محتاج بازتعریف اصول‎گرایی هستیم. واقعیت آن است که برخی اشخاص، جریانات و افراد، به نام و چهره اصول‎گرایی و ارزش‎مداری در جامعه جلودار شده‎اند که هم کمترین پیشینه و سابقه را در اصول‎گرایی دارند و هم مواضع، رفتار و کارنامه آنان کمتر نسبتی با اصول‎گرایی دارد. بدتر آن‎که برخی از این افراد و فرقه‎‎ها با نام اصول‎گرایی از مردم رأی گرفته‎اند، اما در تحلیل محتوای مواضع و دیدگاه‎‎های آنان ردپایی از اصول‎گرایی دیده نمی‎شود. این یادداشت با هدف ترسیم مؤلفه‎‎ها و مقوم‎‎های اصول‎گرایی و جداسازی مدعیان دروغین اصول‎گرایی به نگارش در آمده است. اهم این مؤلفه‎‎ها عبارتند از:
 
1- التزام به قانون
قانون برای همگان باید فصل‎الخطاب باشد. هر جامعه‎ای که از قانون به‎دور باشد، به همان میزان به آنارشیسم (بی‎دولتی ـ بی‎نظمی ـ هرج‎و‎مرج) نزدیک شده است. اصلی‎ترین نشانه اصول‎گرایی التزام به قانون، نهاد‎های قانونی، اصل تفکیک قوا، تمکین و اطاعت از قانون و اجرای کامل آن است. اگر مقام، مسئول یا مدیری در دوران مسئولیت خود نشانه‎‎های عدم التزام به قانون را از خود بروز دهد، قانون را به صورت شخصی، تفسیر به رأی و مصادره کند، میان قانون، خوب و بد قائل شود و به وظیفه خود برابر قانون عمل نکند، بی‎تردید مصداق بارز استبداد رأی، یکه‎سالاری و بی‎قانونی است.

قرن‎‎ها از سخن «لویی چهاردهم» گذشته است که می‎گفت: «دولت یعنی من». لویی که به خورشیدشاه معروف بود، حتی یک وزیر هم نداشت و خود را عقل کل می‎پنداشت. اصول‎گرایی یعنی احترام به همه قوا و پایبندی به اصل تفکیک قوا و عدم برتری‎جویی برای قوه‎ای خاص. اصول‎گرا‎ترین، افراد همانا قانون‎گرا‎ترین آنان هستند.
 
2- اعتقاد به عقلانیت و خرد جمعی
عصر کنونی دوره مشارکت همگانی، نقش‎آفرینی نخبگان و گروه‎‎های مرجع، احترام به پارلمان و مجلس، تقدم منافع جمعی بر فردی و پرهیز از رویکرد‎های فردی و شخصی در اداره امور است.
 
در آموزه‎‎های دینی داریم که «یدالله مع الجماعه» که گویای دست خدا با جماعت بودن است. تصمیمات جمعی همواره بر تصمیم فردی مقدم است؛ به‎خصوص مسئولانی که عهده‎دار کار‎های کلانی هستند، باید نهاد‎های در اختیار را همواره متکی بر عقلانیت و خرد جمعی اداره کنند. از همین روست که قانون اساسی تأکید دارد که هر یک از وزرا مسئولیت اعمال دیگر وزیران را براساس آن‎چه به تصویب هیئت وزیران می‎رسد، بر عهده دارد.

مجلس شورای اسلامی و دولت باید نماد و مظهر عقلانیت و خرد جمعی و پای‎بندی مسئولان ارشد آن به تصمیمات جمعی باشد. امروز کارنامه مجلس و دولت به نام اصول‎گرایی رقم خورده است و همه باید در این زمینه پاسخگو باشند.
 
3- مبارزه درست و قاطع با مفاسد
بی‎تردید افکار عمومی هویت جریان اصول‎گرا را در مبارزه درست و مستمر با مفاسد می‎شناسد. مبارزه با فقر، فساد و تبعیض، مبارزه با بی‎عدالتی و باندبازی از ارکان اصلی اصول‎گرایی است. بسیاری از مردم بدان امید به اکثریت نمایندگان مجلس هشتم، رئیس‎جمهوری کنونی و اعضای شورای شهر فعلی رأی داده‎اند که در سپهر شعار‎های دوران انتخابات و گفتمان اصلی آن‎‎ها، مبارزه با مفاسد قرار داشت.

اصول‎گرایی با پنهان‎کاری، باند‎بازی، تبارگماری و جناح‎گرایی نسبتی ندارد. نمی‎شود امثال شهرام جزایری‎‎ها رشوه و پول به دوم خردادی‎‎ها بدهند و فریاد واویلای اصول‎گرایان درآید؛ اما هستند کسانی‎که مدعی اصول‎گرایی بوده و بسیار بدتر از رشوه‎بگیران جزایری‎اند، اما در کمال تأسف با مهر سکوت اصول‎گرایان بر لب مواجه هستیم.

کوتاه سخن آن‎که مبارزه با مفاسد، خطی و جریانی نیست. مجلس، دولت و قوه قضائیه همه از نام اصول‎گرایی بهره می‎جویند. کارنامه آنان در برخورد با مفاسد مورد قبول نیست؛ هرچند مراد از مبارزه با مفاسد، سروصدا، هیجانات کاذب و بگیر و ببند تبلیغاتی نیست. اتفاقاً این رویکرد، بدترین شیوه مبارزه با مفاسد است که ناکارآمدی خود را اثبات کرده است.

4- اصول‎گرایی بدون روحانیت یعنی هیچ
نسبت روحانیت و جریان اصول‎گرا نسبت آب به ماهی است؛ ماهی برای زیست خود نیاز به آب دارد. اصول‎گرایی بدون روحانیت هیچ و فاقد شناسنامه است. نمی‎شود به نام دفاع از ولایت فقیه و رهبری، مراجع عظام تقلید را حذف کرد. نمی‎توان روحانیت اصیل، متعهد و انقلابی را که در نقش ایدئولوگ و پدران و رهبران معنوی جریانات سیاسی از جمله اصول‎گرایان هستند، نادیده گرفت.

اصول‎گرایی یعنی اعتقاد و التزام عملی به ولایت فقیه و رهبری، یعنی احترام به مراجع به‎مثابه سنگر‎ها و دژهای نفوذناپذیر دشمنان، یعنی روحانیت که پرچمدار اسلام ناب محمدی (صلی‎ا... علیه و آله) است. و چه زیبا امام خمینی (ره) فرمودند: «سعی کنید اسلام‎تان از روحانیت جدا نباشد»، اسلام بدون روحانیت یعنی واپس‎گرایی، تحجر، تجدیدنظرطلبی و التقاطی‎گری. این فرجام همه اشخاص، جریانات سیاسی قبل و بعد از انقلاب بوده است. اصول‎گرایی با افتخار اعلام می‎کند که اسلام و آموزه‎‎های خود را وامدار روحانیت انقلابی و مکتبی متأثر از مکتب امام خمینی (ره) می‎داند.
 
5- وفاداری به گفتمان انقلاب اسلامی
سیاه‎نمایی، تخریب، مچ‎گیری، اتهام‎زنی، انگ‎زنی و برچسب‎زدن ربطی به اصول‎گرایان ندارد. اصول‎گرایان، گفتمان خود را بر پایه آموزه‎‎های امام خمینی (ره) و رهبری، دفاع از کارنامه پرافتخار نظام جمهوری اسلامی متکی بر محرومیت‎زدایی، آبادانی، سازندگی، توسعه، عدالت و پیشرفت می‎دانند.

آنان (اصول‎گرایان) برای اثبات خود به نفی دیگران و تخریب کارنامه انقلاب نمی‎پردازند و گفتمان انقلاب اسلامی را اصیل‎ترین و جامع‎ترین گفتمان می‎دانند که در خود، توسعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، عدالت و پیشرفت را دارد؛ گفتمانی که حکومت دینی، نظام اسلامی، ولایت و رهبری ارکان اصیل آن به‎حساب می‎آیند.

این گفتمان بر این باور است که همه نیرو‎های وفادار به انقلاب اسلامی و امام و رهبری خودی هستند و دایره خودی‎‎ها بسیار گسترده‎تر از آن است که وصف می‎شود.
 
6-اصول‎گرایی یعنی همه با هم
به نام اصول‎گرایی نباید رقیب یا رقیبان سیاسی را با حربه‎‎های غیرمعمول از گردونه رقابت بیرون کرد. اصول‎گرایان قواعد بازی را به رسمیت می‎شناسند و آن را قبول دارند.
 
از نگاه اصول‎گرایی، احزاب و تشکل‎های سیاسی شناسنامه‎دار، نماد‎های مشارکت سیاسی و حضور سلایق مختلف در جامعه است و مخالفت با حضور و اظهارنظر آنان در تضاد آشکار با اصول‎گرایی است. به نام اصول‎گرایی دایره حلقه خودی‎‎ها در درون اصول‎گرایی را نباید تنگ و محدود کرد. برچسب‎زدن و انگ‎زدن و هر روز جمعی را غیرخودی معرفی کردن از نشانه‎‎های توتالیتاریسم، فاشیسم، کمونیسم و نازیسم و حکومت‎‎های مطلقه و فردمحور است که جزو خود دیگران را تحمل نمی‎کند.

اصول‎گرایی ادبار و اقبال افکار عمومی به جریانات سیاسی را براساس عملکرد و میزان وفاداری و پایبندی آنان به معیار‎ها و گفتمان‎‎ها و قانون می‎سنجند. اصول‎گرایی یعنی دل نبستن به قدرت چند روزه و تلاش برای خدمت بی‎منت به مردم و اهتمام برای اعتلای دینی. نه این‎که به نام دین دکان خرافات و جادو به‎راه انداختن.

اصول‎گرایی یعنی همه با هم، اصول‎گرایی یعنی احترام به قوای سه‎گانه، مجمع تشخیص، مراجع عظام، نهاد‎های قانونی، نهاد‎های مردمی. اصول‎گرایی یعنی همه این‎‎ها که گفتیم در کنار هم. نسبت افراد، اشخاص، مقامات، نهادها، جریانات و تشکل‎‎های سیاسی با اصول‎گرایی را باید به میزان اعتقاد، التزام، وفاداری و عمل به این مؤلفه‎‎ها سنجید وگرنه هرکسي نمی‎تواند ادعای اصول‎گرایی کند.


تمامی حقوق اين سايت محفوظ است | روزنامه ابوذر